تحقيق بحث
امرى كه نظريهء مرحوم آخوند را بعيد مىكند اين است كه : اگر امكان عقلى « وضع عام موضوع له خاص » را پذيرفتيم ، در اينجا سؤالى مطرح مىشود كه آيا موضوع له ، واحد است يا اينكه به حسب تعدّد افراد ، متعدّد است ؟ چارهاى جز اين نيست كه گفته شود : موضوع له ، متعدد است ، زيرا نمىشود كه موضوع له ، افراد باشد و درعينحال واحد هم باشد . مگر اينكه موضوع له ، واحد و كلّى باشد كه در اين صورت داخل در عنوان « وضع عام و موضوع له عام » خواهد بود . « 1 » اكنون به شما مىگوييم : لفظى كه موضوع له آن متعدّد است ، در اصطلاح « مشترك لفظى » ناميده مىشود و شما اگر « وضع عام موضوع له خاص » را ممكن دانستيد بايد ملتزم شويد چنين لفظى به عدد افراد طبيعت داراى معناى موضوع له است اگرچه طبيعت داراى ميلياردها فرد باشد ، همان گونه كه مثلًا « عين » داراى بيش از هفتاد معناى موضوع له مىباشد . « 2 » در اينجا ممكن است كسى بگويد : بين « مشترك لفظى » و « وضع عام موضوع له خاص » دو تفاوت وجود دارد :