جواب اين است كه هرچند منطقيين در قضاياى خارجيه و حقيقيه كلمهء « افراد » را به كار مىبرند ولى مقصود آنان از افراد ، « وجودات متعدده » است « نه جهات فرديّه و عوارض مشخّصه » . مثلًا وقتى متكلّم مىگويد : « المستطيع يجب عليه الحجّ » ، اين قضيّه ، يك قضيّه حقيقيه است و ناظر به وجودات و افراد مستطيع است و كارى به عالم و جاهل بودن يا كم و زياد بودن سنّ و ساير خصوصيات فرديّهء افراد ندارد . و در هيچ قضيّهء حقيقيه و خارجيهاى خصوصيات فرديّه مطرح نيست بلكه تكثر وجود مطرح است . بنابراين ، تأييد ذكر شده در كلام ايشان مورد قبول نيست و در نتيجه دفاعى كه آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » نسبت به كلام مرحوم آخوند مطرح كرد نمىتواند اشكال را از كلام مرحوم آخوند بر طرف كند .
2 - دفاع ديگر از كلام مرحوم آخوند
از اشكالى كه بر مرحوم آخوند وارد شده بود جواب ديگرى نيز داده شده است . اين جواب مبتنى بر اين است كه بين كلّىها ، فرقى وجود ندارد ولى همهء كلّىها را با دو ديد و نظر مىتوان ملاحظه كرد ، بنا بر يكى از اين ديدها ، حكايت - در همهء كلّىها - وجود دارد و بنا بر ديد ديگر ، در هيچيك از كلّىها حكايت وجود ندارد . قائل مىگويد : هر كلّى به دو صورت ممكن است ملاحظه شود كه حكم آن دو با يكديگر فرق دارد : اگر كلى را به نحو مهمل و جمود ملاحظه كنيم نمىتواند از افراد حكايت كند و اگر به نحو سريان و جريان در افراد ملاحظه كنيم ، در اين صورت ، طبيعت به عنوان مرآت و حاكى از افراد خواهد بود . ما مىتوانيم بگوييم : مؤيّد كلام ايشان اين است كه مرحوم آخوند - به تبعيت از مشهور - مطلق را به طبيعت ساريه در افراد معنا كرده و معتقد است اگر « مطلق » موضوع براى حكم واقع شود معنايش اين است كه « طبيعت با وصف سريان و جريان در افراد » موضوع واقع شده است . بنابراين وقتى مطلق به عنوان يك ماهيت ساريه و