تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

الإنسان - كه از متن افراد و مصاديق انتزاع شده‌اند ، چگونه مىتوان گفت اين‌ها مرآت براى افراد نيستند ؟ بدون ترديد در اين دسته از كلّياتِ انتزاعى ، جنبهء مرآتيت وجود دارد . در نتيجه در كلّيات انتزاعى ، كلام مرحوم آخوند مورد قبول است . آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » سپس مىفرمايد : مؤيد ما اين است كه در منطق ، يكى از تقسيماتى كه براى قضايا ذكر شده است تقسيم قضيّه به طبيعيّه ، حقيقيّه و خارجيّه است . قضيّهء طبيعيّه : قضيّه‌اى است كه موضوع آن نفس طبيعت بوده و مسألهء وجود و تعدّد مصاديق در آن مطرح نيست ، مثل قضيّهء « الإنسان حيوان ناطق » يعنى طبيعت و ماهيت انسان ، عبارت از « حيوان ناطق » است و كارى به وجود و افراد ندارد . قضيّهء خارجيّه : قضيه‌اى است كه موضوع آن افرادى از طبيعت است كه بالفعل موجود مىباشند ، مثل « أكرم العالم » در صورتى كه مراد « عالم بالفعل » باشد . قضيّهء حقيقيّه : قضيه‌اى است كه موضوع آن مطلق افراد طبيعت باشد ، چه آنهايى كه بالفعل موجودند و چه آنهايى كه در آينده وجود پيدا مىكنند ، مثل : « المستطيع يجب عليه الحجّ » ، كه مراد « كلّ فردٍ من أفراد المستطيع » است . « 1 » بديهى است در دو قسم اخير قضيّه كه افراد به عنوان موضوع مطرحند ، متكلّم ، افراد را تصوّر كرده و آن را موضوع قرار داده است و تصوّر افراد ، تنها از راه تصوّر كلّى امكان دارد يعنى كلّى « المستطيع » از افراد حكايت كرده و براى مولا به عنوان ابزارى بوده تا بتواند افراد آن را موضوع قضيّه قرار دهد . و اگر كلّى كنار رود ، راهى براى تصوّر افراد وجود ندارد . بنابراين كلّىِ « المستطيع » حاكى و مرآت از افراد است . در نتيجه ، اشكال كردن به مرحوم آخوند به اين صورت كه « كلّى به هيچ عنوان نمىتواند مرآت براى افراد قرار گيرد » وارد نيست ، زيرا ما كلّياتى داريم كه مرآت از افراد و مصاديق مىباشند . اين معنا در كلّياتى كه از فرد انتزاع مىشوند ، روشن است و در

هامش
( 1 ) - تهذيب المنطق ، ص 57
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 243 | الشيخ فاضل اللنكراني