مورد قضاياى حقيقيّه و خارجيّه نيز ناچاريم آن را بپذيريم . « 1 » اشكالات كلام آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » ايشان در مورد كلّيات متأصّله - مثل جواهر و اعراض - و بعضى از امور اعتبارى - مثل وجوب و امكان و امتناع - عدم وجود مرآتيت را پذيرفت ولى در مورد عناوين انتزاعيهاى كه منشأ انتزاع آنها مصاديق و افراد باشد اين مطلب را نپذيرفته و قائل به مرآتيت شدند . براى اين قسم ، چهار مثال ذكر كردند : « فرد » ، « شخص » ، « مصداق » و عنوان « ما ينطبق عليه الإنسان » و ما همين عنوان اخير را - كه به نظر ايشان روشنتر از موارد ديگر است - مورد بحث قرار مىدهيم : ابتدا ما بايد ببينيم معناى حكايت كلّى از افراد چيست ؟ و در فرديت فرد ، چه چيزى نقش دارد ؟ اگر چيزى بخواهد عنوان فرد پيدا كند ، تمام خصوصيات فردى در فرديت آن نقش دارد ، مثلًا در فرديت يك فرد براى انسان ، خصوصياتى چون زمان ، مكان ، پدر ، مادر و . . . نقش دارد . آنچه زيديتِ زيد را تشكيل مىدهد عبارت از مجموعهء خصوصياتى است كه در زيد وجود دارد . و اگر بعضى از اين خصوصيات كنار برود ، عنوان فرديّت نيز كنار مىرود . حال كه معناى فرديت اين است ، آيا عنوان « ما ينطبق عليه الإنسان » از كدام خصوصيت حكايت مىكند ؟ تفاوت عنوان « ما ينطبق عليه الإنسان » با عنوان « الإنسان » اين است كه « الإنسان » به معناى « حيوان ناطق » است و در آن ، « وجود » نخوابيده است ولى عنوان « ما ينطبق عليه الإنسان » به معناى « حيوان ناطق موجود » است ، زيرا انطباق ، از وجود و تحقّق در خارج است . « ما ينطبق عليه الإنسان » يعنى وجود خارجى كه ماهيت
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٤٤
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 50 - 51