تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بنابراين ، دليل مذكور مستلزم نفى هو هويت است و خود اين ، دليلى به نفع ماست . حال با توجّه به مطالب فوق ، جاى اين سؤال است كه تقسيم مذكور در رابطه با وجود چه تقسيمى است ؟ جواب اين است كه تقسيم مذكور داراى نوعى مسامحه است و وجود لفظى را نبايد از اقسام وجود معنا به حساب آورد و برفرض كه چنين تقسيمى مطرح شود ، تقسيم حقيقى نيست ، زيرا وجود لفظى از مقولات عرضى و وجود معنا از مقولات جوهرى است و بين مقولات عرضى و مقولات جوهرى ، تباين وجود دارد . در نتيجه ، تفسيرى كه صاحب منتهى الاصول و جماعتى از اصوليين در مورد حقيقت و ماهيت وضع اختيار كردند ناتمام است .

4 - نظريهء آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه »

آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در تفسير وضع فرموده است : « حقيقت و ماهيت وضع عبارت از تعهد و التزام نفسانى است » . در اينكه تعهد و التزام به چه چيزى مورد نظر است ؟ احتمالاتى وجود دارد كه ذكر آنها مفيد نيست ولى معناى قابل قبول اين است كه بگوييم : تعهد به اينكه وقتى انسان بخواهد معنايى را از راه لفظ تفهيم كند « 1 » با فلان لفظ خاص آن را تفهيم كند . مثلًا شخصى كه براى فرزندش نام « زيد » را وضع مىكند متعهّد مىشود كه هرگاه بخواهد فرزندش را صدا بزند يا او را مطرح كند از طريق لفظ زيد باشد . و وقتى انسان به وجدان خود مراجعه كند مىبيند در مسألهء نام‌گذارى چيزى غير از اين نيست . بنابراين ، وقتى پدر در مقام نام‌گذارى فرزندش مىگويد : « جعلت اسم ولدي زيداً » ، اين عبارت ، خودِ وضع نيست بلكه اين جمله ، از حقيقت وضع - كه همان التزام نفسانى

هامش
( 1 ) - چون گاهى انسان با وجود اينكه مىتواند معنايى را از طريق لفظ تفهيم كند ولى با اشاره مىفهماند . كه اين خارج از دايرهء تعهّد است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 223 | الشيخ فاضل اللنكراني