تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
اشكال سوّم ( اشكال بر دليل دوّم ) : اگرچه دليل دوّم آنان - كه در رابطه با مراتب وجود بود - به حسب ظاهر ، دليل خوبى است ولى با دقت در آن پى مىبريم كه نكته‌اى در آن دليل ، مورد غفلت واقع شده و نه تنها اين دليل به نفع آنان نيست بلكه دليلى بر عليه آنان است و آن نكته اين است : در دليل مذكور ، وجود لفظى را - در رديف وجود حقيقى - از اقسام وجود معنا به حساب آورده‌اند و شكى نيست كه بين انواع و اقسام يك شىء ، نسبت تباين وجود دارد ، مثلًا حيوان داراى انواعى است كه بين آن انواع ، نسبت تباين وجود دارد . بنابراين همان‌طور كه بين وجود خارجى و وجود ذهنى ، تباين محقق است و معقول نيست كه وجود خارجى ، وجود ذهنى و وجود ذهنى ، وجود خارجى شود ، بين وجود حقيقى يا خارجى معنا و وجود لفظى آن نيز مباينت وجود دارد نه اتّحاد و هو هويت كه مستدلّ ادّعا مىكرد . توضيح : اگر گفته شود : « زيدٌ متّحد مع قائم » و « قائم متّحد مع زيد » ، ديگر نمىشود بين زيد و قائم تباين وجود داشته باشد بلكه دايرهء اتّحاد و هو هويت تا جايى است كه اگر گفته شود : « زيدٌ قائمٌ » و سپس گفته شود : « زيدٌ عالمٌ » و زيد در دو قضيه يك شخص باشد ، معناى آن اين است كه هو هويت بين سه چيز تحقّق دارد ، بين زيد و قائم و بين زيد و عالم و بين قائم و عالم ، زيرا ملاك در قضيهء حمليّه ، اتّحاد و هو هويت است و لازمهء هو هويت بين زيد و عالم و بين زيد و قائم اين است كه بين قائم و عالم هم هو هويت باشد . به‌همين‌جهت اگر قضيّهء سوّمى به عنوان نتيجهء اين دو به شكل « العالم قائمٌ » يا « القائم عالم » تشكيل شود ، بدون شك ، صادق است ، چون اين قضيّه لازمهء وجود هو هويت بين « زيد و قائم » و بين « زيد و عالم » است . هو هويت در عالم اعتبار نيز همانند هو هويت واقعى است و كسى كه بين لفظ و معنا هو هويت و اتّحاد را اعتبار مىكند لوازم و جهاتى كه مربوط به اتّحاد و هو هويت است را نيز اعتبار مىكند و ديگر نمىتواند وجود لفظى معنا را در رديف وجود حقيقى آن به حساب آورد كه منجرّ به تباين ميان آن دو گردد .