3 - كيفيت تعلّق حكم به موضوع خود را مشخص مىكنند . « 1 » دو خصوصيت اوّل ، همان چيزى است كه مرحوم آخوند در رابطه با علم اصول بيان كرد . با اين تفاوت كه مرحوم عراقى در ارتباط با خصوصيت اوّل ، كلمهء استنباط را از تعريف مرحوم آخوند حذف كرده و خصوصيت سوّمى نيز اضافه كرد كه در توضيح آن فرموده است : مباحثى چون عام و خاص و مطلق و مقيّد كه در علم اصول مورد بحث قرار مىگيرند ، نه خودشان در تشخيص حكم نقش دارند و نه وظيفهء عملى مكلّف را مشخص مىكنند بلكه كيفيت تعلّق حكم به موضوع خود را مشخص مىكنند ، كه آيا اين حكم به نحو عموم است يا خصوص ؟ به نحو اطلاق است يا تقييد ؟ ولى مباحث مربوط به مشتق ، خارج از علم اصول است و يك بحث لُغوى محض مىباشد زيرا نه راه تشخيص حكم را باز مىكند و نه وظيفهء عملى مكلّف را و نه كيفيت تعلّق حكم به موضوع را ، بلكه مشتق مانند ساير عناوينى است كه موضوع حكم قرار مىگيرد و براى پى بردن به معناى آن ، بايد به لغت مراجعه كرد . همان گونه كه در مورد معناى كلمهء « صعيد » و امثال آن به لغت مراجعه مىكنيم بايد در مورد مشتق نيز به لغت مراجعه كنيم و ببينيم آيا مشتق - از نظر لغت - حقيقت در خصوص متلبس به مبدأ و مجاز در منقضى است يا در هر دو حقيقت است ؟ ولى مباحث عام و خاص و مطلق و مقيد ارتباط با خود حكم دارند ، بههمينجهت در علم اصول از آنها بحث مىشود .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٦٩
بر كلام محقق عراقى رحمه الله اشكالات زير وارد است :
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 20 نهاية الأفكار تقريرات مرحوم عراقى است كه توسط يكى از شاگردان ايشان بنام شيخ محمد تقى بروجردى رحمه الله به رشتهء تحرير در آمده است . ايشان از نظر تقريرنويسى شايد متخصصترين فرد - در بيان روشن و روان و بدون كم و زياد - باشد .