به آن اشاره كنيم . ثانياً : امام خمينى « دام ظلّه » در رساله مختصرى كه در رابطه با تعريف علم اصول
دارند ، فرمودهاند : شايد آنچه مرحوم آخوند فرموده ، قدرى عار باشد براى علم اصول كه بزرگان اينهمه عمر خود را در آن صرف كردهاند و كتابهاى متعدّدى نوشتهاند . آنوقت كسى سؤال كند : موضوع اين علم كه اينهمه از آن بحث مىكنيد چيست ؟ جواب داده شود :
نمىدانيم . فقط مىتوانيم اشاره كنيم و بگوييم : قدر جامع بين موضوعاتِ مسائل آن است . اين براى علم اصول ، عار است . بله در مورد علومى كه منزوى هستند مىتوان چنين گفت ولى علمى كه اينهمه مورد توجّه بزرگان بوده ، درست نيست در موردش اينگونه حرف بزنيم .
4 - نظريهء مرحوم آيتاللَّه بروجردى
مرحوم آيت اللَّه بروجردى عقيده دارد : موضوع علم اصول عنوان « الحجة في الفقه » است . ايشان براساس مبنايى كه در رابطه با موضوع علم داشت و مىفرمود :
موضوع هر علمى عبارت از جامع بين محمولات مسائل آن علم است ، در اينجا نيز مىفرمايد : وقتى با مسائل علم اصول برخورد مىكنيم مىبينيم مسائل علم اصول دو دستهاند : دستهء اوّل : مسائلى هستند كه محمولات آنها - به حسب ظاهر - عنوان « حجّة أم لا ؟ » مىباشد ، مثلًا : در مورد خبر واحد - كه از مسائل مهمّ علم اصول است - مىگوييم :
« خبر الواحد حجّة أم لا ؟ » . كسى كه خبر واحد را حجّت مىداند ، آن را از مصاديق « الحجّة في الفقه » مىشمارد و كسى كه خبر واحد را حجت نمىداند ، آن را از دايرهء « الحجة في الفقه » خارج مىداند . بسيارى از مسائل علم اصول اينگونهاند ، مثل مسألهء حجّيت ظواهر ، حجّيت استصحاب و . . . .