حجّت ، مطرح است و لازم نيست اينها را از علم اصول خارج بدانيم . قبل از بررسى كلام مرحوم بروجردى ، لازم است كلام امام خمينى « دام ظلّه » را
نيز مطرح كنيم و پس از آن به نقد و بررسى نظريه اين دو بزرگوار بپردازيم .
كلام امام خمينى « دام ظلّه »
امام خمينى « دام ظلّه » اگرچه مبناى مرحوم بروجردى در مورد موضوع علم - يعنى جامع بين محمولات - را نپذيرفت ، بلكه موضوع علم را جامع بين موضوعات مسائل دانست ، ولى در مورد موضوع علم اصول ، نظريهء مرحوم بروجردى را پذيرفته و معتقد است : موضوع علم اصول عنوان « الحجة في الفقه » است ، امّا با توجّه به اينكه « حجّة » در مسائل علم اصول به عنوان محمول قرار مىگيرد و ايشان موضوع علم را « جامع بين موضوعات مسائل » مىداند براى تطبيق عنوان « حجّة » بر « جامع بين موضوعات مسائل » مىفرمايد : مسائل علم اصول ، از مسائل واقعى تكوينى - مثل « زيد قائم » - نيست كه ما مجبور باشيم « زيد » را موضوع و « قائم » را محمول بدانيم . بلكه مسائل علم اصول از امور اعتبارى است ، بههمينجهت فرقى بين « خبر الواحد حجّة » و « الحجّة خبر الواحد » نيست . هر دو قضيه ، صحيح است . بلكه چهبسا بتوانيم بگوييم : موضوع قرار دادن « حجّة » بهتر از محمول قرار دادن آن است ، زيرا خداوند متعال براى احكام و قوانين خود ، حجّتهايى در اختيار ما قرار داده است و آنچه براى ما مجهول است ، تعيّنات و مصاديق اين حجّتهاست . و ما از طريق علم اصول مىخواهيم به اين مصاديق برسيم ، مثلًا نمىدانيم آيا اين حجّت در ضمن خبر واحد تعيّن دارد يا نه ؟
قائلين به حجّيت خبر واحد مىگويند : بلى . و منكرين حجّيت خبر واحد مىگويند : نه . و نمىدانيم آيا اين حجّت ، در ضمن ظاهر كتاب تعيّن دارد يا نه ؟ پاسخ قائلين به حجّيت ظواهر كتاب ، مثبت و پاسخ اخباريين ، منفى است . سپس امام خمينى « دام ظلّه » - مانند مرحوم بروجردى - تشبيهى ذكر كرده و