اگر ترجيحى در كار نبود ، قاعده اقتضاى تساقط مىكند . ولى اخبار علاجيّه حكم به تخيير مىكنند . درحالىكه ما مىبينيم « روايتان متعارضتان » - كه موضوع بحث در كتاب تعادل و ترجيح است - نه جزء كتاب و نه جزء سنت محكيّه است . پس بايد بحث تعادل و ترجيح ، خارج از مباحث علم اصول باشد . خلاصه اينكه مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد : اگر مقصود شما از سنت ، سنت محكيّه باشد التزام به اينكه « موضوع علم اصول ذوات ادلّهء اربعه است » نمىتواند اشكال را بر طرف كند . « 1 » كلام مرحوم آخوند ، هنوز ادامه دارد . شيخ انصارى رحمه الله « 2 » در توجيه كلام صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد : ما در بحث حجيت خبر واحد ، مسئله را به گونه ديگرى طرح كرده و موضوع آن را خود سنت محكيّه - كه يكى از ادلّهء اربعه است - قرار داده و مىگوييم : « آيا سنت محكيّه - يعنى قول و فعل و تقرير معصوم عليه السلام - با خبر واحد ثابت مىشود يا نه ؟ » در اين صورت بحث از حجيت خبر واحد ، بحث از ادلّهء اربعه است ، زيرا موضوع مسئله ، قول امام عليه السلام است و قول امام عليه السلام به عنوان سنّت محكيه است . « 3 » در باب تعادل و ترجيح نيز اينگونه توجيه مىشود : « آيا قول امام عليه السلام به كدام يك از خبرين متعارضين ثابت مىشود ؟ » . آنوقت به ما جواب مىدهند : اگر ترجيحى در كار باشد ، قول امام عليه السلام با خبر صاحب ترجيح ثابت مىشود و اگر ترجيحى در كار نباشد ، چنانچه ما قاعده را اخذ كنيم بايد بگوييم : قول امام عليه السلام با هيچيك از خبرين متعارضين
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٣٩
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 6
( 2 ) - مرحوم آخوند حدود دو سال از محضر شيخ انصارى رحمه الله استفاده كرده است ، بههمينجهت در كفايه از ايشان به « شيخنا العلامة » تعبير مىكند . ولى شيخ انصارى رحمه الله متأخر از صاحب فصول رحمه الله است و از نظر زمانى بين صاحب فصول رحمه الله و مرحوم آخوند واقع شده است .
( 3 ) - فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 156