بنابراين شما يا بايد ملتزم شويد كه مسئله « ظاهر الكتاب حجة أم لا ؟ » مسئله اصولى نيست و يا بايد ملتزم شويد كه وصف حجيت در موضوع علم اصول اخذ نشده و ذات كتاب به عنوان موضوع براى علم اصول است . در باب اجماع نيز همين اشكال مطرح است زيرا تمام مباحث اجماع در رابطه با اين است كه آيا اجماع حجت است يا نه ؟ و اگر قرار باشد « اجماع با وصف حجيت و دليليت » موضوع براى علم اصول باشد ، اين ضروريه به شرط محمول است و ديگر در علم اصول نمىتوان بحث كرد كه « آيا اجماع حجت است يا نه ؟ » ، زيرا لازم مىآيد بگوييم : الإجماع الذي هو حجةٌ هل يكون حجةً أم لا ؟ و نيز وقتى سنت - با وصف حجّيت و دليليت - موضوع علم اصول باشد ، معناى « خبر واحد حجت است يا نه ؟ » اين است كه « آيا خبر واحدى كه حجت است ، حجت است يا نه ؟ » . « 1 »
2 - نظريّهء صاحب فصول رحمه الله
صاحب فصول رحمه الله پس از اشكال بر كلام مشهور و محقق قمى رحمه الله مىفرمايد : راه حلّ اين است كه وصف « كونها حجة » را از موضوع علم اصول برداشته و موضوع را « ذات ادلّهء اربعه » قرار دهيم . بنابراين مىتوانيم در علم اصول از حجيت ظاهر كتاب ، اجماع و خبر واحد بحث كنيم . « 2 »
اشكال مرحوم آخوند بر صاحب فصول رحمه الله
مرحوم آخوند مىفرمايد : راه حلّ صاحب فصول رحمه الله مشكل را حلّ نمىكند ، زيرا ما از صاحب فصول رحمه الله سؤال مىكنيم : شما كه سنّت را - به عنوان يكى از ادلّهء
هامش
( 1 ) - الفصول الغروية فى الاصول الفقهيّة ، ص 11
( 2 ) - همان .