« خداشناسى فلسفى » ناميد . و گاهى از راه كشف و شهود و امثال آن - كه در عرفان مطرح است - تحقّق پيدا مىكند ، كه مىتوان آن را « خداشناسى عرفانى » ناميد .
درحالىكه موضوع هر دو ، « خداشناسى » است . « 1 »
بررسى نظريهء جديد در تمايز علوم
ابتدا بايد ببينيم آيا اين نظريه مىخواهد در باب تمايز علوم به ارائهء يك ضابطهء كلى نسبت به همهء علوم بپردازد يا اينكه آنچه مورد بحث اين نظريه است ، همهء علوم نيست بلكه علوم مشابه است . مثلًا با توجّه به اينكه انسانشناسى از ديدگاه عقل ، مشابه با انسانشناسى از ديدگاه روايات و انسانشناسى از ديدگاه تجربى است ، نظريه جديد مىخواهد ضابطهاى در رابطه با تمايز علوم مشابه مطرح كند . بررسى احتمال اوّل : اگر مراد اينان ارائهء ضابطهء كلّى نسبت به همهء علوم باشد - كه مورد بحث ما همين است - در اين صورت ، بايد انسانشناسى از ديدگاه عقلى با خداشناسى از ديدگاه عقل را علم واحدى به حساب آورند چون در هر دوى اينها از روش برهان و استدلال عقلى استفاده شده است ، و اين خلاف بداهت است و از طرفى چون روش بحث در اينها واحد است نمىتوانند ملتزم شوند كه اينها دو علمند .
بنابراين ، احتمال اينكه مراد آنان ارائهء ضابطهء كلّى در تمام علوم باشد احتمال بعيدى است . بررسى احتمال دوّم : اگر مراد اينان ارائهء ضابطه در مورد علوم مشابه باشد - كه ظاهراً مرادشان همين است - اين احتمال نيز داراى اشكال است : اوّلًا : بحث ما در تمايز علوم ، بحث كلّى است و ما دنبال ضابطهاى هستيم كه بتوانيم از آن ضابطه ، در مورد تمايز همهء علوم استفاده كنيم ، درحالىكه اين نظريه به گوشهاى از بحث توجّه دارد .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : المنهج الجديد في تعليم الفلسفة ، ج 1 ، ص 67 و 68 .