تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

مورد علمى كه ثمرهء عملى ندارد تمايز به اغراض را نپذيرفت ؟ « 1 » اشكال دوّم : ايشان در مورد قسم اوّل ، اشكال مرحوم آخوند به مشهور را مطرح كرده و فرمود : اگر تمايز را به تمايز اغراض ندانيم لازم مىآيد كه هر بابى بلكه هر مسأله‌اى علم مستقلى باشد . گفتيم : اين اشكال مرحوم آخوند بر مشهور وارد نيست . زيرا مرحوم آخوند خيال كردند مشهور كه تمايز علوم را به تمايز موضوعات مىدانند ، مرادشان تمايز هريك از موضوعات مسائل است ، درحالىكه مشهور چنين حرفى نمىزنند ، مشهور يك موضوع براى علم قائل مىباشند و تمايز را به يك موضوع مىدانند ، اگر كسى تمايز را به اين يك موضوع دانست ، از كجا لازم مىآيد كه هر بابى ، بلكه هر مسأله‌اى علم مستقلى باشد ؟ معلوم مىشود كه ايشان ( آيت‌اللَّه خويى ) توجّه نداشته است كه مرحوم آخوند ، كلام مشهور را درست معنا نكرده است و اگر معناى صحيح حرف مشهور در كار بود اشكال مرحوم آخوند بر مشهور وارد نمىشد . بنابراين ، همان اشكالى كه به مرحوم آخوند وارد بود به آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » نيز وارد است . و اگر تمايز علوم به تمايز اغراض نباشد تالى فاسدى كه ذكر كردند پيش نمىآيد . اشكال سوّم : آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در مورد علومى كه غرض خارجى بر آنها مترتب نيست فرمود : تمايز يا « بالذات » است يا « بالموضوع » و يا « بالمحمول » .

هامش
( 1 ) - ممكن است كسى بگويد : در مورد علومى كه ثمرهء عملى ندارند و غرض آنها آگاهى و احاطه است چون اين غرض در همهء اين علوم يكسان است بنابراين تمايز به اغراض را نمىتوان پذيرفت . پاسخ : متعلّقِ آگاهى و احاطه‌اى كه بر علوم مترتب است تفاوت دارد . كسى نمىتواند بگويد : بين علم به آمدن زيد از سفر و علم به مردن عَمرو تفاوتى وجود ندارد . وقتى متعلّق آگاهى و احاطه فرق كند ، علم هم فرق مىكند . علم به نحو غير علم به اصول فقه است چون متعلّق آن دو با يكديگر تفاوت دارند .