معلول به علت رسيدهايم بايد دست روى معلول بگذاريم و اگر معلول را ناديده بگيريم ، علت هم كنار مىرود زيرا آنچه علت را براى ما كشف كرده است ، معلول مىباشد پس معلول ، در مقام هدايت و راهنمايى ، مقدّم بر علت است اگرچه از نظر رتبه ، متأخر از علت است . بنابراين ، اگرچه سنخيت بين مسائل هر علم بعد از تشكيل مسائل پيدا شده است - چون اگر موضوعِ مسائل نباشد سنخيت تحقّق پيدا نمىكند - و غرض تدوين - به وجود ذهنىاش - قبل از تشكيل مسائل مطرح است ولى آنچه ما را به همهء امور هدايت مىكند ، همين سنخيتى است كه بين مسائل و در جوهرهء ذاتِ اين مسائل تحقّق دارد و اگر كشفى باشد در رابطه با همين سنخيت است . در رابطه با مسائل مشكوك نيز مشكلى نداريم زيرا مسائل مشكوك را كنار مسائل قطعى علم مىگذاريم ، اگر سنخيتى بين آنها وجود داشت ، جزء مسائل آن علم به حساب مىآيد و اگر سنخيتى وجود نداشت ، خارج از آن علم است . بايد به اين نكته توجّه داشت كه مسألهء سنخيت ، غير از مسئله جامع است . در سنخيت ، فرقى بين قلّت و كثرت مسائل نيست ولى در مورد جامع بين موضوعات - كه مشهور معتقد بودند - و جامع بين محمولات - كه مرحوم بروجردى عقيده داشت - دخول و خروج مسائل مشكوك ، نقش دارد . علم نحو اگر داراى سه مسئله باشد بين اين سه مسئله ، سنخيت وجود دارد و اگر سه هزار مسئله هم داشته باشد بين آنها سنخيت وجود دارد . ولى در جامع اينگونه نيست . نتيجهء بحث در مورد تمايز علوم از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه نظريه حضرت امام خمينى « دام ظلّه » - با آن تقريبى كه ذكر كرديم - بر ساير نظريات ترجيح دارد . و اگر از اين نظريه ، تنزّل كنيم ، نظريهء مرحوم آخوند بهتر از ساير نظريات است ، زيرا اشكال نظريهء ايشان كمتر از
اشكال ساير نظريات بود .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٣٣