ما مىخواهيم ضابطه در دستمان باشد . مدوّن مىخواهد ضابطه در اختيار داشته باشد ، يك سرى مسائل را در مقام تدوين در كتابش بنويسد و يك سرى مسائل را حذف كند . بنابراين ، با توجّه به اشكالاتى كه به كلام آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » وارد است ، نمىتوان كلام ايشان را در رابطه با تمايز علوم پذيرفت . تذكر : اشكالاتى نيز در رابطه با مسئله تعليم و تعلّم مطرح است كه چون مورد بحث ما نيست از آنها صرفنظر كرديم .
6 - نظريهء جديد در مورد تمايز علوم
در باب تمايز علوم ، نظريهء جديدى ارائه شده كه تمايز علوم را به تمايز « روشها » و « شيوهها » و « اسلوبها » و به تعبير آنان « متدها » ى بحث قرار دهيم و بگوييم : تغيير روش و اسلوب ، موجب تعدّد علم و تمايز علوم مىشود ، اگرچه موضوعِ علوم ، واحد باشد . يعنى اگرچه علوم متعددى در رابطه با يك موضوع بحث كنند ولى چون روش و اسلوب بحث در آنها تفاوت دارد ، همين امر سبب تمايز علوم بشود . مثلًا در مسألهء « انسانشناسى » اگر از روش تعقّل و برهان و استدلال استفاده كنيم ، اين را « انسانشناسى فلسفى » يا « علم النفس » مىنامند و اگر بخواهيم انسان را از طريق آيات و روايات مورد بحث قرار دهيم مىتوانيم آن را به عنوان علم ديگرى به حساب آورده و مثلًا آن را « انسانشناسى دينى » بناميم . و اگر بخواهيم انسان را از راه تجربه و آثار و بقاياى انسانهاى اوّليه مورد بررسى قرار دهيم مىتوانيم آن را علم سوّمى به حساب آورده و آن را « انسانشناسى جسمانى يا زيستى » بناميم . بنابراين ما سه علم داريم كه موضوع آنها « انسان » است ولى چون روش بحث در هركدام با ديگرى فرق دارد همين تفاوت روشها سبب تمايز علوم گرديده است . مسئله « خداشناسى » نيز به همين شكل است ، زيرا گاهى از راه برهان علت و معلول و امثال آن - كه در فلسفه مطرح است - تحقّق پيدا مىكند كه مىتوان آن را