تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
گذشته از تهافتى كه در كلام ايشان وجود داشت ، ببينيم آيا مراد از تمايز « بالذات » چيست ؟ اگر مراد ايشان از تمايز بالذات ، همان تمايز به سنخيتى باشد كه امام بزرگوار « دام ظلّه » برآن تكيه داشتند ، چرا در مورد مقام تعليم و تعلّم ، اين را به كار نبردند ؟ با اينكه سنخيت ، مسألهء روشنى است . نمىتوان گفت : مراد ايشان از « بالذات » اين است كه بين چنين علومى حقيقتاً تمايز وجود دارد ، زيرا آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در بحث پيرامون غرض تعليم و تعلّم ، اين معنا را نفى كرده و فرمود : وحدتى كه ميان مسائل علم وجود دارد وحدت اعتبارى است و در وحدت اعتبارى تمايز بالذات به معناى جنس و فصل تحقّق پيدا نمىكند . اشكال چهارم : برفرض صرف‌نظر از اشكال قبلى مىگوييم : آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » دو مثال ذكر كرده و فرمود : تمايز يا « بالذات » است و يا « بالموضوع » . سپس مثال ديگرى ذكر كرده و فرمود : تمايز « بالمحمول » است . ما سؤال مىكنيم : ضابطهء تمايز چيست ؟ با مثال كه نمىتوان كار را درست كرد . آنجا كه تمايز « بالذات » يا « بالموضوع » است روى چه ضابطه‌اى است ؟ و آنجا كه تمايز « بالمحمول » است روى چه ضابطه‌اى است ؟ در قسم اوّل كه مىگوييد : تمايز يا « بالذات » و يا « بالموضوع » است آيا مرادتان اين است كه در اينجا دو جهت تمايز وجود دارد كه وقتى اين علم را با علوم ديگر - كه غرض خارجى ندارند - ملاحظه مىكنيم دو جهت تمايز وجود دارد ؟ يا مقصود شما اين است كه اگر اين علم را با علم ديگر مقايسه كنيم تمايزش « بالذات » است و اگر با علم سوّم - كه مشابه است - مقايسه كنيم ، تمايزش « بالمحمول » است ؟ ملاك چيست ؟ چطور شد كه يك علم در مقايسه با علم دوّم ، تمايزش « بالذات » باشد و همان علم در مقايسه با علم سوّم تمايزش « بالمحمول » باشد ؟ در كلام ايشان هيچ اشاره‌اى به اين مطلب نشده است . و مطرح كردن تمايز به اين صورت - بدون بيان ضابطه - به عدم تمايز برگشت مىكند .