تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

اين‌گونه علوم به تمايز اغراض است ، زيرا آنچه سبب مىشود كه مدوِّن ، عده‌اى از مسائل متباين را مثلًا به عنوان علم اصول مطرح كند و عدهء ديگرى را به عنوان علم فقه مطرح كند ، چيزى جز اين نيست كه مجموعهء اوّل در غرض خاصى و مجموعهء دوّم در غرض خاص ديگرى اشتراك دارند . و اگر در اينجا ، غرض را به عنوان ملاك تمايز علوم ندانيم بلكه تمايز علوم را به تمايز موضوع بدانيم همان اشكالى كه مرحوم آخوند بر مشهور وارد كرد در اينجا نيز وارد مىشود ، يعنى لازم مىآيد كه هر بابى بلكه هر مسأله‌اى علم مستقلى باشد . صورت دوّم : علمى كه در مقام تدوين آن برآمده‌اند داراى ثمره‌اى عملى و فايده‌اى خارجى نيست ، مثل علم فلسفه كه هدفش احاطه علمى به حقايق اشياء است ولى از نظر عملى ثمره‌اى برآن مترتب نمىشود . آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : در اينجا تمايز يا « بالذّات » يا « بالموضوع » و يا « بالمحمول » است . سپس دو مثال مىزند : مثال اوّل : اگر موضوع علمى ، كرهء زمين باشد ، در اين علم از خصوصيات مختلفى كه ممكن است در مورد كرهء زمين پيش بيايد ، بحث مىشود ، مثل ، كميّت ، كيفيت ، و . . . . مثال دوّم : اگر موضوع علمى ، انسان باشد ، در اين علم از خصوصيات انسان - خصوصيات ظاهرى و خصوصيات باطنى - بحث مىشود . سپس مىفرمايد : در مثل اين‌ها ، تمايز يا « بالذات » است و يا « بالموضوع » و لا ثالث لهما . بلى در بعضى موارد نيز تمايز به « محمول » است ، مثل اينكه علمى بحث كند از چيزهايى كه حركت براى آنها ثابت است خواه جوهر باشند يا عرض . « 1 » به‌نظر مىرسد در عبارت ايشان تهافت وجود دارد ، زيرا در ابتداى بحث فرمود : در اين‌گونه موارد تمايز يا بالذات است يا بالموضوع يا بالمحمول و بدون اينكه ضابطه‌اى مطرح كند به ذكر مثال پرداخت . و بعد از ذكر مثالها فرمود : در اين‌ها تمايز يا بالذات است و يا بالموضوع و لا ثالث لهما . و سپس مثالى براى تمايز به محمول مىزند .

هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 26 - 28