علم صرف و مسألهء ديگر را جزء علم نحو بداند ؟ آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : اين دو مقام با يكديگر تفاوت دارند . در مقام اوّل ، چون هدف اين است كه متعلّم بفهمد فلان مسئله ، آيا مربوط به اين علم است يا مربوط به علم ديگر است ؟ تمايز در اين مقام ، راههاى مختلفى دارد و ممكن است به هريك از موضوع يا محمول يا غرض باشد و حتّى ممكن است استاد ، فهرستى اجمالى از مسائل علم را در اختيار محصّل قرار دهد و مثلًا بگويد هر مسألهاى كه در اين فهرست ذكر شده ، مسألهاى نحوى است و هر مسألهاى كه ذكر نشده ، خارج از مسائل علم نحو است . دليل اين مطلب اين است كه حقيقت هر علمى ، حقيقتى اعتبارى است و وحدتى كه حاكم بر مسائل علم است ، وحدتى اعتبارى است . يعنى مجموعهء مسائلى كه از آن به « علم نحو » تعبير مىكنيم ، داراى تركيبى اعتبارى است . معناى مركب اعتبارى اين است كه يك سلسله مسائلى را كنار هم گذاشته و مجموعهء اينها را به اعتبار اينكه در غرض واحدى دخالت دارند ، به عنوان علم واحدى ناميدهاند . « 1 » و تمييز هر مركب اعتبارى از مركب اعتبارى ديگر ممكن است به يكى از امور مذكور باشد . ولى تمايز در مقام دوّم ( مقام تدوين ) به دو صورت است : صورت اوّل : علمى كه در مقام تدوين آن برآمدهاند داراى ثمرهاى عملى و فايدهاى خارجى است ، مثل اكثر علوم متداول - مانند فقه ، اصول ، نحو ، صرف و . . . - . تمايز
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٢٤
هامش
( 1 ) - مثل تركّب اعتبارى كه در باب نماز مطرح است . نماز از خصوصيات مختلف تركيب شده است ولى اين تركّب ، يك تركّب حقيقى نيست زيرا مقولات مختلف قابل اجتماع واقعى نيستند ، بلكه تركّب - در مورد نماز - تركّبى اعتبارى است به لحاظ اينكه شارع مقدّس ملاحظه كرده است كه اين مجموعه - كه به عنوان « صلاة » نامگذارى شده - در آثار و اهدافى - مثل معراجيت مؤمن و مقرّبيت كلّ تقي و . . . - دخالت دارد .