استكشاف حالِ مسألهء مشكوك است و شما شكّى نداريد . بيان ديگر در رابطه با اشكال : شما مىخواهيد وضع اين ده مسألهء مشكوك را از راه جامع بين محمولات مسائل كشف كنيد ، پس در حقيقت ، اوّل بايد جامع بين محمولات روشن شود و معيار تمايز در اختيار ما قرار گيرد تا بتوانيم وضع اين ده مسألهء مشكوك را روشن كنيم . يعنى روشن شدن وضع اين ده مسألهء مشكوك ، متوقف بر بدست آوردن جامع بين محمولات تمام مسائل علم نحو است . و از طرفى ، بدست آوردن جامع بين تمام مسائل علم نحو متوقف بر روشن شدن وضع اين ده مسألهء مشكوك است ، زيرا اگر اين ده مسئله ، جزء مسائل نحو باشد ، بايد جامع بين هزار و ده مسئله را درنظر بگيريم و اگر جزء مسائل نحو نباشد ، بايد جامع بين هزار مسئله را ملاحظه كنيم . و اين چيزى شبيه دور است كه در كلام ايشان پيدا مىشود . وارد شدن اشكال فوق بر مشهور : همين اشكال بر مشهور نيز وارد است ، زيرا مشهور ، از طرفى مىگويند : تمايز علوم به تمايز موضوعات است و مقصود آنان از موضوعات - بر اساس معناى معروفى كه در رابطه با كلام مشهور بيان كرديم - عبارت از « موضوعات علوم » بود ، و از طرفى مىگويند : موضوع علم ، جامع بين موضوعاتِ مسائل علم است و نسبت بين آنها نسبت كلّى و مصاديق و طبيعى و افراد است .
همان گونه كه مرحوم آخوند بيان كرد . در اينجا از مشهور سؤال مىكنيم : اين جامع بين موضوعات مسائل كه شما درست كرديد و اسم آن را « موضوع علم » گذاشتيد ، آيا چه مقدار از موضوعات مسائل علم را درنظر گرفتيد ؟ ناچارند بگويند : همهء موضوعات مسائل را ملاحظه كرديم . مىگوييم : شما تمايز را براى چه مىخواهيد ؟ مگر نه اين است كه تمايز را براى استكشاف حال مسائل مشكوك لازم داريد ؟ آيا براى تشكيل جامعِ بين موضوعاتِ مسائل ، اين ده مسألهء مشكوك را نيز ملاحظه كرديد يا نه ؟ آيا موضوعات اين ده مسئله ،
در تشكيل جامعى كه اسمش را موضوع علم گذاشتيد دخالتى دارند يا نه ؟
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١١٨