اينكه در صنف ، كلمهء طبيعى و افراد به كار برده نمىشود . طبيعى و افراد در مورد نوع و جنس و فصل به كار برده مىشود . شاهد دوّم : اگر جامع صنفى يا جنسى اراده شده باشد در مورد علم صرف و نحو با مشكل مواجه خواهيم شد . براى اينكه در علم نحو ، هريك از عناوين « معربات » و « مبنيّات » به عنوان يك صنف مطرح مىباشند . و اگر جامع صنفى اراده شده باشد بايد هريك از معربات و مبنيّات به عنوان علم مستقلى مطرح باشند درحالىكه هر دو صنف را در علم نحو - به عنوان علم واحد - مطرح كردهاند . و نيز ملاحظه مىكنيم كه موضوع علم نحو را « الكلمة و الكلام من حيث الإعراب و البناء » و موضوع علم صرف را « الكلمة و الكلام من حيث الصحة و الاعتلال » قرار دادهاند . در حالى كه اگر جامع جنسى اراده شده بود بايد موضوع علم صرف و موضوع علم نحو « كلمه و كلام » باشد ، چون جامع جنسى ، كلمه و كلام است . ولى ما مىبينيم « كلمه و كلام » را دو نوع كردهاند ، يك نوع را به عنوان « اعراب و بناء » موضوع علم نحو قرار دادهاند و يك نوع را به عنوان « صحت و اعتلال » موضوع علم صرف قرار دادهاند . در نتيجه ترديدى نيست كه مراد مشهور و مرحوم آيتاللَّه بروجردى از جامع ، همان جامع نوعى است كه حدّ متوسط بين جامع صنفى و جامع جنسى مىباشد . حال به مشهور و مرحوم آيتاللَّه بروجردى مىگوييم : فرض مىكنيم علم نحو داراى صد مسئله مسلّم و ده مسألهء مشكوك است كه نمىدانيم آيا جزء علم نحو است يا نه ؟ و مىخواهيم با مراجعه به معيار و ضابطه تمايز علوم ، وضعيت اين مسائل مشكوك را مشخص كنيم . حال مىگوييم : معناى جامع نوعى اين است كه تمام افراد خودش را شامل مىشود و غير افراد خود را شامل نمىشود . شما كه نمىدانيد اين ده مسألهء مشكوك ، جزء مسائل علم نحو است يا نه ؟
چگونه جامع نوعى را بدست آورديد ؟ جامع نوعى بين موضوعات مسائل ، يعنى جامع بين همهء موضوعات مسائل . آيا موضوع اين ده مسئله ، جزء موضوعات مسائل نحو
است يا نه ؟ ممكن است جامعى كه بين موضوعات آن صد مسئله پيدا كرديد جامع
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٢١