تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نمىتوان تقليد كرد . در اين صورت اگر استصحاب ، مسألهء فقهى باشد تقليد در آن جايز و اگر اصولى باشد تقليد در آن جايز نخواهد بود . پس از بيان مقدّمهء فوق بايد ببينيم مرحوم آقاى بروجردى كه تمايز علوم را به تمايز « جامع بين محمولات » مىداند آيا مقصودشان چه مقدار از محمولات است ؟ ظاهر اين است كه مراد ايشان « جامع بين محمولات همهء مسائل » است ، يعنى محمولاتِ همهء مسائل علم را ملاحظه كرده و جامع بين آنها را پيدا مىكنيم و آن جامع را به عنوان « وجه امتياز اين علم » معرفى مىكنيم . حال به مرحوم بروجردى مىگوييم : شما از طرفى تمايز علوم را به تمايز جامع بين محمولات همهء مسائل مىدانيد و از طرفى تمايز علوم را براى استكشاف مسائل مشكوك مىدانيد - كه علىالقاعده بايد چنين باشد - . ما فرض مىكنيم در علم نحو هزار مسألهء روشن و ده مسألهء مشكوك داريم . براى اينكه بدانيم آيا اين ده مسئله جزء مسائل علم نحو است يا جزء مسائل اين علم نيست ، بايد ببينيم آيا جامع بين محمولات در اين‌ها وجود دارد يا وجود ندارد ؟ ما از مرحوم بروجردى سؤال مىكنيم : شما جامع را از كجا بدست آورديد ؟ آيا جامعى كه مطرح مىكنيد جامع بين هزار مسئله است يا جامع بين هزار و ده مسئله ؟ و به تعبير ديگر : آيا اين ده مسألهء مشكوك ، در تشكيل جامع ، نقش داشته‌اند يا نه ؟ اگر بفرماييد : نقش داشته‌اند ، مىگوييم : از كجا متوجّه شديد اين‌ها جزء علم نحوند تا در تشكيل جامع نقش داشته باشند ؟ شما كه در برابر اين ده مسئله ، شك داريد . پس بايد قبلًا براى شما مشخص شده باشد كه اين مسائل جزء علم نحو است و شكى براى شما باقى نمىماند كه بخواهيد آن را از راه جامع بر طرف كنيد . و اگر بفرماييد : جامع بين هزار مسئله درنظر گرفته شده و اين ده مسئله در تشكيل جامع دخالتى نداشته‌اند ، مىگوييم : « ثبت العرش ثم انقش » . شما اوّل ثابت كنيد كه هزار مسئله ، تمام مسائل علم نحو است بعد جامع بين اين هزار مسئله را در نظر بگيريد . و اگر قبلًا اين معنا براى شما ثابت شده ، ديگر چه نيازى به تمايز داريد ؟ تمايز براى