تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
حال ببينيم آيا « كلمه و كلام » جامع بين مرفوعات و منصوبات و مجرورات است ، يا جامع بين فاعل و مفعول و مضاف اليه است ؟ ترديدى نيست كه آنچه جامع بين مرفوع و منصوب و مجرور است « كيفيت آخر كلمه » است و آنچه جامع بين فاعل و مفعول و مضاف اليه است « كلمه و كلام » مىباشد . ثانياً : آنچه مرحوم بروجردى به عنوان مؤيد ذكر كرد بايد بيشتر مورد تأمّل قرار گيرد . ايشان فرمود : ما مىبينيم از طرفى موضوع علم فلسفه را « وجود » قرار داده‌اند و از طرفى محمول در همهء مسائل آن « موجود » مىباشد ، از اينجا كشف مىكنيم كه آنچه به عنوان موضوع علم قرار مىدهند ، همان جامع بين محمولات مسائل است ، زيرا موضوعات مسائل ، عبارت از جسم و عرض و جوهر و . . . است . در ارتباط با اين كلام مرحوم بروجردى مىگوييم : در مورد أصالة الوجود و أصالة الماهية دو قول داريم : عده‌اى قائل به أصالة الوجود و عده‌اى قائل به أصالة الماهية مىباشند . مرحوم حاجى سبزوارى به هر دو قول اشاره كرده ، مىفرمايد :
إنَّ الوجود عندنا أصيل * دليل من خالفنا عليل « 1 »
حال اين سؤال مطرح است كه اگر موضوع فلسفه را « وجود » بدانيم آيا كسى كه قائل به أصالة الماهية است خارج از دايرهء فلسفه بحث مىكند ؟ كسى كه قائل به أصالة الماهية است ، وجود را امرى اعتبارى مىداند چگونه مىتوانيد به او بگوييد : موضوع علم فلسفه « وجود » است ؟ قائل به أصالة الماهية چگونه مىتواند بپذيرد علمى كه از حقايق اشياء بحث مىكند ، موضوعش امرى اعتبارى باشد ؟ براى حلّ اشكال فوق دو راه وجود دارد : راه اوّل : همان حرفى كه مرحوم بروجردى فرمود و بعضى از بزرگان فلاسفه نيز قائل شدند ، در فلسفه پياده كنيم و بگوييم : مسائل فلسفى اگرچه در ظاهر به صورت
هامش
( 1 ) - شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 10
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 115 | الشيخ فاضل اللنكراني