تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نسبتِ وجود به خداوند غير از نسبتِ مرفوعيت به فاعل است . و اگر قرار باشد نسبت بين همهء مبتدا و خبرها يكى باشد پس نبايد بين « اللَّه موجود » و « أنا قائم » فرقى باشد . اشكال دوّم : مرحوم بروجردى در مقدمهء دوّم ادّعاى اوّل خود فرمود : تمايز بين مسائل هر علمى با يكديگر ، به تمايز موضوعات مسائل است ، در نتيجه تمايز بين مسائل هر علم با مسائل علوم ديگر در رابطه با محمولات است . مثلًا در فلسفه مشاهده مىكنيم كه موضوعات مسائل ، با يكديگر تفاوت دارند ولى محمول در همهء آنها يك چيز - يعنى « موجود » - است . يا در بعضى از علوم - مانند علم نحو - به ابوابى برخورد مىكنيم كه داراى مسائل متعددى مىباشند ولى محمول آنها واحد است مثلًا در باب مرفوعات با مسائل « الفاعل مرفوع » ، « المبتدأ مرفوع » ، « النائب عن الفاعل مرفوع » و « الخبر مرفوع » برخورد مىكنيم كه خبر در همهء آنها « مرفوع » است . بنابراين ، ما نمىتوانيم تمايز بين مسائل هر علم با يكديگر را به محمولات نسبت دهيم بلكه ناچاريم اين تمايز را به موضوعات مسائل نسبت دهيم و بگوييم : « اللَّه تعالى موجود » متمايز از « الجسم موجود » است چون موضوع اين‌ها با يكديگر فرق دارند . ما مىگوييم : فرمايش مرحوم بروجردى در همهء علوم جريان ندارد و حتّى بعضى از علوم برعكس فلسفه است يعنى موضوع در تمام مسائل يك چيز است ، مثلًا در علم عرفان مشاهده مىكنيم كه موضوعِ خودِ علم و موضوعِ همهء مسائل آن « اللَّه تعالى » است . شما كه تمايز بين مسائل هر علمى از مسائل ديگر آن علم را به موضوعات مىدانيد در مورد علم عرفان چگونه مسئله را حل مىكنيد ؟ آيا تمايز بين « اللَّه تعالى موجود » و « اللَّه تعالى عالم » به تفاوت موضوع است ؟ اشكال سوّم : مرحوم بروجردى در ادّعاى دوّم خود فرمود : مراد مشهور از موضوع علم ، همان جامع بين محمولات است و علم فلسفه را نيز به عنوان مؤيد ذكر كرد كه موضوع علم ، « وجود » است و اين « وجود » جامع بين محمولات مسائل است . اوّلًا : آيا مشهور در رابطه با اين سؤال كه « موضوع علم نحو چيست ؟ » چه جوابى خواهند داد ؟ بدون شك خواهند گفت : موضوع علم نحو « كلمه و كلام » است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 114 | الشيخ فاضل اللنكراني