تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
در نتيجه ، آنچه موجب تمايز مسائل هر علم مىشود ، موضوعاتِ مسائل آن علم است . موضوع در مسألهء « اللَّه موجود » و « الجسم موجود » با يكديگر فرق دارد و همين امر سبب تمايز بين اين دو مسئله گرديده است . پس وقتى تمايز بين مسائل هر علم در رابطه با موضوعات باشد ، قهراً تمايز بين مسائل يك علم و مسائل علم ديگر در رابطه با جامع محمولات خواهد بود . مثلًا آنچه علم نحو را از فقه جدا مىكند اين است كه جامع محمولات مسائل علم نحو عبارت از « تعيّنات اعرابيه » است . و جامع محمولات مسائل علم فقه « تعيّنات حكم » است . خواه حكم تكليفى باشد كه در ضمن وجوب يا حرمت يا . . . تعيّن پيدا مىكند و يا حكم وضعى باشد كه در ضمن سببيت يا ملكيت و . . . تعيّن پيدا مىكند . نتيجه : از انضمام مقدّمهء دوّم به مقدّمهء اوّل ثابت شد كه تمايز بين علوم ، به تمايز جامع بين محمولات مسائل است . دليل مرحوم بروجردى بر ادّعاى دوّم : ادّعاى دوّم مرحوم بروجردى اين بود كه مشهور كه مىگويند : « تمايز علوم به تمايز موضوعات است » مقصودشان از موضوعات ، همان « جامع بين محمولات » است . ايشان براى اثبات اين ادّعا سه مقدّمه ذكر كرده است : مقدّمهء اوّل : مشهور كه در تعريف موضوع علم فرموده‌اند : « موضوع كلّ علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيّة » مرادشان از « عرض » ، « عرض منطقى » است نه « عرض فلسفى » . توضيح : « عرض » در اصطلاح منطق ، عبارت از چيزى است كه خارج از ماهيت معروض است و هيچ‌گونه نقشى در ماهيت معروض ندارد ولى در خارج ، با معروض اتحاد وجودى پيدا مىكند ، مثل تعجب كه هيچ دخالتى در ماهيت انسان - به عنوان جنس يا فصل - ندارد ولى در خارج ، عارض انسان مىشود و با آن اتحاد وجودى پيدا مىكند . در نتيجه ، عرض در منطق ، مقابل ماهيت ، مقابل ذات و ذاتيات ، مقابل جنس و نوع و فصل است . امّا عرض در فلسفه در مقابل جوهر است .