نفس تسانخ قضايا است . در نتيجه بايد تمايز علوم را به سنخيت بين قضايا نسبت داد .
حال ، علت سنخيت ، هرچه باشد فرقى نمىكند . حتى اگر علت سنخيت ، غرض باشد ، زيرا در اينجا از راه غرض به سنخيت نرسيدهايم . شاهدش اين است كه اگر كسى حتى غرض علم نحو را نداند يا معتقد باشد كه لازم نيست هر علمى غرضى داشته باشد ، تسانخ بين قضايا را درك مىكند . نكته : از كلام امام خمينى « دام ظلّه » استفاده مىشود كه غرض ، تأخر از علم دارد و تمايز ، بايد در رتبهء خود مسائل وجود داشته باشد و اين همان كلام مرحوم آخوند است .
البته ما پاسخ اين مطلب را در ضمن بررسى كلام مرحوم آخوند بيان كرديم و در اينجا نيز مىگوييم : غرضى كه متأخر از علم است ، وجود خارجى غرض است ، و وجود ذهنى آن - كه عبارت از غرضِ داعى بر تدوين است - در مرحلهء قبل از علم تحقّق دارد . ولى همين اغراض ، با وجود اين كه رتبهء آنها مقدّم است ، اگر ملاك در تسانخ باشند باز هم تمايز بين علوم به تسانخ است ، زيرا آنچه براى ما روشن است و راه كشف غرض است همين سنخيت است . يعنى ابتدا كه با مسائل علم برخورد مىكنيم ، ذهن ما به جانب غرض متوجّه نمىشود بلكه با مشاهدهء مسائل ، مىبينيم بين آنها سنخيت وجود دارد .
هرچند اين سنخيت در رابطه با غرض باشد . به نظر مىرسد كلام حضرت امام خمينى « دام ظلّه » كلام خوبى است ولى بايد با نظريات ديگر مقايسه شود تا ببينيم كدام يك ترجيح دارد .
4 - نظريهء آيتاللَّه بروجردى رحمه الله
استاد بزرگوار ما ، مرحوم آيتاللَّه بروجردى در اين زمينه دو ادّعا دارد : ادّعاى اوّل : تمايز علوم به تمايز جامع بين محمولات مسائل است . البته بايد توجّه داشت كه آنچه ايشان مطرح كرده است با آنچه در كلام مرحوم آخوند مورد نفى قرار گرفت مغايرت دارد . چون ظاهر « لا بتمايز الموضوعات و لا المحمولات » - كه در
كلام مرحوم آخوند مطرح شده - اين بود كه مرحوم آخوند تمايز به « نفس محمولات