« الفاعل مرفوع » و « المفعول منصوب » نيز تمايزى ذاتى تحقّق دارد ، اگرچه هر دو از مسائل يك علم مىباشند . ايشان در ادامه كلام خود مىفرمايد : از بررسى مسائل در مىيابيم كه آنچه در مسائل نقش دارد موضوع و محمول است . و از نظر نسبت ، فرقى بين مسائل وجود ندارد ، براى اين كه : اوّلًا : نسبتْ يك معناى حرفى است ، و ثانياً : نسبتْ بين همهء مسائل يكنواخت است . بنابراين ، جهتى كه موجب دو تمايز ذاتى فوق گرديده ، يا موضوع است و يا محمول . ولى آيا كدام يك از اين دو جهت مربوط به موضوع و كدام يك مربوط به محمول است ؟ اين در مقدّمه دوّم روشن مىشود . مقدّمهء دوّم : از بررسى علومِ مدوَّن درمىيابيم كه در بعضى از علوم ، محمولِ تمامِ مسائل ، واحد است و فقط از نظر موضوع بين آنها اختلاف وجود دارد . مثلًا در علم الهيات بالمعنى الأعم در فلسفه مىگوييم : « اللَّه تعالى موجود » ، « الجوهر موجود » ، « العرض موجود » و . . . ، تمام مسائل اين علم ، در محمول مشتركند ولى در موضوع با هم فرق دارند . و در بعضى از علوم ديگر ، هرچند محمول در همهء مسائل يك چيز نيست ولى مشاهده مىكنيم در اين علوم ابوابى مطرح است و در هر بابى مسائلى وجود دارد كه مسائل آن باب ، در محمول مشتركند ، مثلًا محمول همهء مسائل در « باب مرفوعات » - در علم نحو - « مرفوع » است . با توجّه به مطلب فوق ، پاسخ سؤالى كه در مقدّمهء اوّل مطرح گرديد روشن مىشود . زيرا اگر در علمى ، محمول در همهء مسائل يكسان باشد ، محمول نمىتواند به عنوان وجه تمايز خود مسائل باشد . وقتى در الهيات به معناى اعم مىگوييد : « اللَّه تعالى موجود » يك مسئله است و « الجسم موجود » مسئله ديگر و « العرض موجود » مسئله سوم است ، اين سه مسئله در محمول مشتركند و وجه تمايز بين خود اين مسائل
نمىتواند محمول باشد زيرا در اين صورت ، تكثر و تعدّد مسائل معنا ندارد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٠٨