تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مسائل » را نفى مىكند . شاهد اين مطلب اين است كه مرحوم آخوند دنبال كلام خود فرمود : « و إلّا كان كلّ باب بل كلّ مسألة علماً على حدة » روشن است كه اين تالى فاسد در صورتى است كه مراد از « المحمولات » در عبارت مرحوم آخوند « نفس محمولات مسائل » باشد نه « جامع بين محمولات » ، چون « جامع بين محمولات » يك چيز است و اگر تمايز علوم به تمايز « جامع بين محمولات » باشد لازم نمىآيد كه هر بابى يا هر مسأله‌اى علم مستقلّى باشد . ادّعاى دوّم : در مباحث قبلى گذشت كه مشهور ، تمايز علوم را به « تمايز موضوعات » مىدانند . مرحوم آيت‌اللَّه بروجردى معتقد است كه مراد مشهور از « موضوعات » همين « جامع بين محمولات » است و در حقيقت ، ايشان مبناى خود را به مشهور نيز نسبت داده است . دليل مرحوم بروجردى بر ادّعاى اوّل : ايشان براى اثبات ادّعاى اوّل خود ، دو مقدّمه ذكر كرده است : مقدّمهء اوّل : با مراجعه به مسائل هر علمى ، درمىيابيم كه در مسائل هر علم ، دو جهت ذاتى و دو حيثيت جوهرى تحقّق دارد كه اين دو جهت ، ارتباطى به غرض علم و مدوِّن آن و جهات ديگر ندارد ، بلكه در رابطه با ذات مسائل است و حتى اگر كسى غرض علم را نداند يا معتقد باشد كه ممكن است علمى فاقد غرض باشد ، اين دو جهت را درك مىكند . جهت ذاتى اوّل : چيزى است كه مسائل علم را از مسائل علم ديگر جدا مىكند . جهت ذاتى دوّم : چيزى است كه هر مسأله‌اى از علم را از مسألهء ديگر همان علم جدا مىكند و به تعبير ديگر : وجه امتياز بين مسائل خود علم است و همين جهت ، موجب تعدّد و تكثّر مسائل علم گرديده است . مثال : وقتى انسان « كلّ فاعل مرفوعٌ » و « كلّ مفعول منصوبٌ » و « كلّ مضاف إليه مجرورٌ » را كنار هم مىگذارد ، مشاهده مىكند كه اين مسائل از مسائل « الصلاة واجبة » و « الميتة محرّمة » و « صلاة الليل مستحبّة » تمايز ذاتى دارند . و از طرفى مىبيند بين