تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

وحدت علم تعبير مىكنيم - در رابطه با سنخيت ذاتى است ، كه بين مسائل هر علمى وجود دارد و بين آن مسائل و مسائل علم ديگر وجود ندارد . « 1 » در اينجا ممكن است كسى بر امام خمينى « دام ظلّه » اشكال كرده بگويد : در هر علمى ما يك دسته « مسائل » داريم كه مركب از موضوعات و محمولات است و يك « غرض » داريم كه مترتب بر مجموعه اين مسائل است كه از آن به « غرض علم » تعبير مىكنيم . بنابراين در هر علمى غير از اين سه عنوان « موضوع ، محمول ، غرض » چيز ديگرى نداريم و شما كه ادعا مىكنيد بين مسائل علم ، سنخيت وجود دارد آيا اين سنخيت در رابطه با چيست ؟ اگر بفرمائيد : « سنخيت در رابطه با موضوعات مسائل است » ، يعنى مثلًا در دو مسئله « الفاعل مرفوع » و « المفعول منصوب » بين « الفاعل » و « المفعول » سنخيتى وجود دارد كه هر دو كلمه‌اند ، يعنى هر دوى آنها ، لفظ مستعمل عربى مىباشند و قدر جامع دارند . در اين صورت ، بايد همانند مشهور ، تمايز علوم را به تمايز موضوعات بدانيد . و اگر بفرماييد : « سنخيت ، در رابطه با محمولات مسائل است » ، يعنى بين مرفوعيت و منصوبيت ، سنخيتى وجود دارد ، در اين صورت بايد تمايز علوم را به تمايز محمولات - خود محمولات يا قدر جامع بين آنها - بدانيد . و اگر بفرماييد : « سنخيت ، در رابطه با غرض است » ، يعنى دو مسألهء « الفاعل مرفوع » و « المفعول منصوب » در غرض علم نحو با يكديگر مشتركند و هر دوى آنها « صون اللسان عن الخطأ في المقال » را تأمين مىكنند . در اين صورت بايد - همانند مرحوم آخوند - تمايز علوم را به تمايز اغراض بدانيد . و ما تصوّر نمىكنيم صورت چهارمى نيز وجود داشته باشد . ما از طرف استاد بزرگوار ( حضرت امام خمينى « دام ظلّه » ) در پاسخ اين اشكال مىگوييم :

هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 43 - 45 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 9 و 10 .