عالم است - آيا علم ، از يك واقعيت برخوردار نيست ؟ چرا ، ولى واقعيت علم به اين است كه در جاى خودش و در ظرف خودش تحقّق داشته باشد . مگر شما نمىگوييد : يكى از اقسامِ وجود ، وجود ذهنى است ؟ آيا اين وجود ذهنى واقعيت ندارد ؟ چرا ، ولى واقعيتِ وجود ذهنى ، آن است كه در ذهن تحقّق پيدا كند . وجود ذهنى - مانند وجود خارجى - داراى واقعيت است ولى واقعيت اوّلى به تحقّق در ذهن و واقعيّت دوّمى به تحقّق در خارج است . غرض علمى و غرض عملى نيز داراى واقعيت مىباشند و اينطور نيست كه هر چيزى كه خارجيتِ محسوس نداشت ، واقعيت هم نداشته باشد . پس اگر تمايز علوم به تمايز اغراض شد ، فرقى بين غرض علمى و غرض عملى نخواهد بود .
نكتهء مهم
محور بودن تمايز اغراض در مسألهء تمايز علوم ، در صورتى صحيح است كه دو مقدّمهء زير ثابت شود : 1 - هر علمى داراى غرض واحدى باشد . و اگر كسى اين مقدّمه را نپذيرد ، معنا ندارد كه تمايز علوم را به تمايز اغراض بداند . 2 - قبل از مسألهء غرض ، جهت ديگرى وجود نداشته باشد كه بتواند ملاك تمايز علوم قرار گيرد . زيرا ممكن است كسى بگويد : « ما قبول داريم كه هر علمى داراى غرض واحد است ولى قبل از مسألهء غرض ، جهت تمايزى بين علوم وجود دارد كه با وجود آن ، نوبت به غرض نمىرسد » . در اين دو جهت بايد تأمل شود ، خصوصاً در جهت دوّم ، زيرا جهت اوّل - نزد كسانى كه هر علمى را داراى غرض واحد مىدانند - كالمتسالم عليه است .
3 - نظريهء امام خمينى « دام ظلّه »
امام خمينى « دام ظلّه » معتقد است : تمايز علوم به سنخيّت ذاتى است كه بين
مسائل و در ذات و جوهر مسائل وجود دارد و اين سنخيت ، مسائل هر علمى را از