تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
الاجمال علما او عينا أو حقا فذلك الذى اعطاه الحكمة و فصل الخطاب . و مراد از علما و عينا و حقا سه مرتبه علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين است . و چون در بحث اراده و تفسير عنايت در تعليقات شيخ دقت بفرمايى علم بارى تعالى بما سوايش علم اجمالى در عين كشف تفصيلى است و فى الجمله اختلاف در عبارات دارند و در تفسير علم عنايى هيچ اختلاف بين مشرب آخوند و شيخ نمىبينيم . و بدانكه علم جزئيات را كه شيخ در بارى تعالى على نحو كلى ميداند اين علم در مقام احديت است كه عارف بر اين اصطلاح است چه اينكه همه موجودات بنص صريح شيخ لوازم و معلومات و مرادات حق تعالىاند اين علم در مقام واحديت است . انصافا آنهمه رد و ايراد كه در كلام شيخ در مبحث علم آورده‌اند كه وى مطلقا علم را بعلم فعلى به صور موجودات على سبيل كلى ميداند . بر اثر بىتوجهى به اين لطيفه است كه عرض كرده‌ايم شيخ و عارف و صدرا در علم در مقام احديت باصطلاح عارف اتفاق دارند . و الحمد الله على ما هدينا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدانا الله .

نكته 60

حقيقت جعل عبارت از اظهار كردن جاعل است مثال ذات خود را و مثال ذات نميتواند بود كه عين ذات باشد و الا چه جعل و جاعل و مجعول و نه غير ذات از همه رو و الامثال او نخواهد بود پس ناچار از وجهى هو هو و از وجهى ليس هو چون از ذات ناشى است هو هو و چون در مرتبه او نيست فهو ليس هو و آن ليسيت نيست سواى نقصان و آن نقصان نيست سواى عدم پس غيريت نيست سواى عدم بمعنى اينكه ما به الغيريه و الامتياز نيست سواى فقدان آن مرتبه پس ناچار در مجعول تركيبى هست از وجود و عدم و مراد به وجود فعليت است نه معنى بديهى آن . و اين است معنى قول ارسطو المكن زوج تركيبى و جهت غيريت بالذات مجعول نيست بلكه بالعرض مجعول است . اين نكته خلاصه