تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
تا به زير بال مرغان هواى هويت در نيايد و در ترتيب ولايت ايشان سر از قشر اثنينيت بيرون نيارد و به فضاى الوهيت پرواز نكند او را آدمى نتوان گفت :
جان بيمعنى در اين تن بيخلاف * هست همچون تيغ چوبين در غلاف
تا غلاف اندر بود با قيمت است * چون برون شد سوختن را آلت است
و هر سالكى را قوس عروجى و قوس نزولى هست كه آن دائره نزول و ترقى او است از هر نقطه كه از قوس نزول بيرون ميآيد نقطه‌اى بر قوس عروج ترقى مينمايد تا بنقطهء اول خود رسد پس چه جاى يك ولادت است كه صد هزار ولادت در پيش او است يك بار زايد آدمى من بارها زاييده‌ام . هزاران نشأه دارى خواجه در پيش برو آمد شد خود را بينديش . انتهى دو بيت اول از مثنوى عارف رومى است در اوائل دفتر اول است و صحيح آن با قيمت است نه بىقيمت كه در نسخه جواهر بوده . و بعد از آن اين است .
تيغ چوبين را مبر در كارزار * بنگر اول تا نگردد كارزار
گر بود چوبين برو ديگر طلب * ور بود الماس پيش آبا طرب
تيغ در زرادخانه اوليا است * ديدن ايشان شما را كميا است
جمله دانايان همين گفته همين * هست دانا رحمة للعالمين
و نعم ما قال المغربى :
اى بيضهء مرغ لا مكانى * اى هم تو سپيده هم تو زرده
كى مرغ شوى و باز گردى * آيى بدر از لباس و پرده