تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
كه معادل شش قائمه‌اند نقصان شود سه زاويه مثلث باقى مىماند كه معادل دو قائمه است و هو المطلوب . و مخفى نيست كه هرگاه - ا ب - اخراج شود از جهت - ب - دو زاويه ديگر حاصل مىشود كه معادل دو قائمه‌اند پس صحيح است كه در بيان مساوات مذكور گفته شود هرگاه شش را از هشت نقصان كنيم دو باقى ماند . و اگر - ا ج - نيز - از جهت - ج - اخراج شود دو زاويه ديگر بهمرسد كه معادل دو قائمه است و بنابراين اگر گفته شود كه هرگاه هشت از ده نقصان كنيم دو باقى مىماند صحيح خواهد بود . و اگر هر يك از - ا ب ، ا ج - نيز از جهت - ا - اخراج شود دو زاويه ديگر بهمرسد كه معادل دو قائمه‌اند پس هرگاه گفته شود اگر از دوازده ده اسقاط شود دو باقى مىماند صحيح خواهد بود . احتمال ديگر اينكه هرگاه - ا ب ، ا ج - هر دو از جهت - ا - اخراج شوند چهارده زاويه معادل با دوازده قائمه حاصل شود ، پس هرگاه يازده زاويه خارج از مثلث را كه معادل با ده قائمه است از چهارده زاويه معادل با دوازده قائمه ناقص كنيم سه زاويه داخل مثلث معادل با دو قائمه باقى مىماند . ليكن اولى و احسن همان نحو اول است كه فارابى گفت به جهت اين كه اكتفاء به اخصر و اقل اولى و اصوب است . در سفينه ياد شده قول فارابى را كه النفى و الاثبات لا يجتمعان و لا يرتفعان ، به همان وجه معروف در علم ميزان معنى كرده است كه قوله النفى و الاثبات الخ ، اشارة الى ان كل دليل لابد أن ينتهى الى قضية بديهية ضرورية كقولنا النفى و الاثبات الى آخره . حل ديگر آن عبارت اين است كه هرگاه اخراج شود ضلع - ب ج - از مثلث - ا ب ج - تا - د ه - و اخراج شود ضلع - ا ج - تا - ى - شش زاويه بهمرسد سه زاويه از آن سه زاويه