عبارت فارابى را نراقى در خزائن از سيد داماد نقل كرده است و ما تعليقهاى را كه به عربى در آنجا در بيان اسقاط چهار از شش نوشتهايم در اينجا به فارسى مىنگاريم و آن اينكه :
مثلث مفروض - ا ب ج - و ضلع - ب ج - را از دو طرف باستقامت اخراج مىكنيم و امتداد مىدهيم تا به - د ه - و ضلع - با - را نيز تا به - ز - پس شش زاويه مساوى با شش قائمه حادث مىشود چنان كه در شكل سيزده مقاله نخستين اصول ثابت شده است . سپس از رأس مثلث كه - ا - است خط - او ط - را موازى - ب ج - رسم مىكنيم ؛ پس به شكل كط اولى اصول ، دو زاويه داخله - ه ج ا ، و ا ج - معادل با دو قائمهاند و همچنين دو زاويه - د ب ا - ط ا ب - معادل با دو قائمهاند پس اين چهار زاويه معادل چهار قائمهاند .
حال گوييم از وقوع - ا ب - بر - د ه - دو زاويه معادل با دو قائمه بهمرسد ، و از وقوع - ا ج - بر - ده - نيز دو زاويه معادل با دو قائمه بهمرسد ، و از وقوع هر كدام از - ا ب - ا ج - بر - و ط - نيز دو زاويه معادل با دو قائمه حاصل شود و اين شش زاويه است كه معادل شش قائمه است و اين شش زاويه مشتمل است بر سه زاويه مثلث و چهار زاويه كه در خارج مثلث بهمرسيده است يعنى - ط ا ب - ا ب د - و ا ج - ا ج ه - پس هرگاه اين چهار زاويه كه معادل چهار قائمهاند از شش زاويه
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 758
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٥٨