تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً
. و هم در سوره احزاب فرمود :
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
( آيه 57 ) درست در اين سه آيه تدبر كن تا چه ميفهمى ، وارداتى كه بدل ميرسد از ممكن غيب كيست يك همنفسى تا كه كنم اظهارش .

نكته 56

در كلمات مسيح ( ع ) آمده است كونوا كالحية حواريان در معنى آن اختلاف كردند و هر كس بر حسب فهم خود چيزى گفت و پس اين معنى بدانستند كه چون مار پير شود چهل روز گرسنه بماند و تحمل رنج گرسنگى كند سپس به زمين فرو رود و چون بيرون آيد پوست افكنده و جوان شده باشد آنگاه همه بر اين معنى اتفاق كردند كه مقصود معلم همين بوده ( ص 154 چهارده رساله ) و جناب الشيخ الرئيس ابو على سينا تغمده الله تعالى بغفرانه در رسالة الطير فرمود : ويلكم اخوان الحقيقة انسلخوا عن جلودكم انسلاخ الحية و شارح رسالة الطير به فارسى گويد ( ص 187 چهارده رساله ) بدانكه مار از اول ربيع كه هوا روى باعتدال آورد آغاز پوست افكندن كند و همچنين در خريف و آغاز پوست افكندن از پيرامن چشم كند و در آنحال كه اين معنى عارض شود به چشم كور شود يعنى آن پوست چشم او را بپوشد و باندك مايه روزگار به آسانى آن پوست بيفكند و روشنى چشم او بعد از آن زيادت شود پس مقصود خواجه از اين تشبيه اين است كه قالب آدمى نسبت با نفس چون پوست مار است مار را هر چند نفس ناطقه بنزد حكما داخل بدن و متحيز و حال نيست و لكن يك قوت او در بدن متصرف است و اين بدن او را چون ولايتى است و حقيقت بدن حقيقت نفس نيست و از مفارقت نفس بدن را و متلاشى شدن بدن هيچ خلل بذات نفس راه نيابد الا
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 71 | حسن حسن زاده آملى