آفرين با عشق كل اوستاد * صد هزاران ذره را داد اتحاد .
متاله سبزوارى در شرح تا يكى گردند و وحدت وصف او است فرمايد : وصول ذى الغايه بغايت بنحو تحول است نه بمحض قرب اضافى چنان كه بعضى از حكما در استكمالات نفوس ناطقه قدسيه اتحاد نفس را به عقل فعال قائلاند پس همه نفوس كليه الهيه كه در صعود بغايت واحده متحول شوند متحد باشند چنان كه در عالم عقل پيش از ورود بر ابدان متحد بوديم و يك جوهر همه مانند اقطارى كه همه به يك مركز منتهى شوند .
نكته 50
تعلق با تعقل جمع نمىگردد فافهم .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
رو مجرد شو مجرد را به بين * ديدن هر چيز را شرط است اين
امير ( ع ) فرمود : العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها .
نكته 51
حقيقة الوجود يمكن العلم بها بنحو الشهود الحضورى .
و فى اوائل الهيات الاسفار ( ص 17 ج 3 ) : حقيقة الوجود هى عين الهوية الشخصية لا يمكن تصورها و لا يمكن العلم بها الا بنحو الشهود الحضورى .
نكته 52
قاعده امكان اشرف در سلسله نزوليه است كه بازاء قاعده امكان اخس است و آن در سلسله صعوديه است ، و عدم جواز طفره مطلقا با هر دو موافق است و هر سه از يك خانوادهاند . مولى صدراء قاعده امكان اشرف در مبدأ و معاد از شيخ رئيس نقل كرده است و از معلم اول ارسطو نيز مذكور و مبرهن است و آخوند از شيخ قاعده مذكور را براى استدلال بر عدم وجود عالم ديگر در عرض اين عالم ذكر كرده است . اين مطلب اخير به طور خلاصه اين