تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
پدرى آنها ) پول روى هم بگذارند و ديه مقتول را بدهند . غالبا در بين عرب شتر مىدادند چون مالشان بيشتر شتر بوده است ، در اين صورت بايد صد شتر بدهند . وقتى حضرت عبد المطلب نذر كرد كه يكى از فرزندان خود را قربان كند قرعه زدند بنام عبد الله عليه السلام درآمد ، بعضى صواب چنان ديدند كه بجاى عبد الله شترهائى قربانى كنند ، قرعه زدند عبد الله را قربانى كنند يا ده شتر ، قرعه بنام عبد الله درآمد ؛ زياده كردند باز بنام عبد الله درآمد تا صد شتر ، قرعه بنام صد شتر برآمد صد شتر را براى انسان قربانى كردند . خداوند عالم چندين سنت از سنن عبد المطلب را جارى فرمود يكى همين صد شتر بجاى يك انسان است كأن حضرت عبد المطلب عليه السلام در نبوت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم سمت ارهاصى داشت . پس اگر كسى خطاء جنايتى بر كسى مىزد بزرگترها يعنى اقوام پدرى او صد شتر بين خود تهيه ميكردند و ميبردند در منزل مقتول ميخوابانيدند و زانوهاى شتران را مىبستند و تحويل ميدادند لذا كسانى را كه اين شترها را آورده و بسته‌اند عاقله مىگويند كه صفت موصوف محذوف مانند قوم يا جماعت يا طائفه و نظائر آنهاست يعنى كسانى كه زانو مىبندند . مىگويند وقتى شاه عباس وارد مجلس درس شيخ بهائى شد ، شيخ اين مسأله را درس ميداد شاه پرسيد چه حكمت است كه يكنفر جنايتى مىزند ، خداوند قرار داده كه ديگران تاوان بدهند ؟ شيخ جوابى داد و شاه جوابى كه ميشنوى : كتاب شريف جامع عباسى تا آخر كتاب حج تأليف ابو الفضائل علامه شيخ بهائى رضوان الله تعالى عليه است . و بعد از آن تأليف شاگرد بزرگوارش جناب نظام الدين ساوجى به تفصيل و بيانى كه مرحوم نظام در دنباله آن كه اول كتاب وقف است ،
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 709 | حسن حسن زاده آملى