عليهم خاصة دون من سواهم على عرف الاسلام و شريعة النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، الخ فتأمل .
نكته 832
صاحب اسفار در فصل اول باب يازدهم نفس آن يازده اصل در اثبات معاد به مبناى قويم و حكيم حكمت متعاليه در مسأله معاد عنوان كرده است ( ج 4 ص 147 - 151 ط ) و در فصل بعد آن نتيجه و ثمره اصول را بدين عبارت بيان فرموده است : من تأمل و تدبر فى هذه الاصول و القوانين لم يبق له شك و ريب فى مسألة المعاد و حشر النفوس و الاجساد . و يعلم يقينا و يحكم بأن هذا البدن بعينه سيحشر يوم القيامة بصورة الاجساد ، و ينكشف له أن المعاد فى المعاد مجموع النفس و البدن بعينهما و شخصهما ، و ان المبعوث فى القيامة هذا البدن بعينه . انتهى ملخصا .
بناى طرح اصول در معاد را شيخ در شفاء و نجات نهاده است وى در فصل هفتم مقاله نهم الهيات شفاء ( ص 280 ط 1 رحلى سنگى ) و در فصل معاد انفس انسانيه نجات ( ص 291 ط مصر ) بعد از عنوان پنج اصل در امر معاد گويد : فاذا تقررت هذه الاصول فيجب أن ننصرف الى الغرض الذى نؤمه ، الخ .
نكته 833
چون در سمت قبله مسافت اقرب در نقطه متقاطر مكه مكرمه كه در اقياس كبير واقع است متصور نيست لا جرم حكم قبله آنجا اين است كه فاينما تولوا فثم وجه الله . بعضى از سؤالات اينجا پيش مىآيد كه در فصل 23 سى فصل عنوان كردهايم و جواب دادهايم اگر خواهى رجوع كن .
نكته 834
اين نكته در اين است كه چرا نفس انسان را ناطقه گفتهاند ؟ تفاوت انسان با حيوان در ادراك است يعنى انسان قوه ادراكيه ديگرى غير از حواس دارد كه بواسطه آن امور غير - محسوسه را ميفهمد . به چه مناسبت اين خاصيت ذاتى را در تسميه ملاحظه نكردهاند و آن را ناطقه خواندهاند ؟ براى اين كه نطق يعنى سخن گفتن بالاترين مظاهر ادراك كليات است . بطورى كه