آخوند در جواهر و اعراض اسفار آن را در وحدت عالم آورده است كه گويد : و الحق أن دار الوجود واحدة و العالم كله حيوان كبير واحد الخ .
عارف جامى در اورنگ پنجم هفت اورنگ ، يوسف و زليخا ( ص 590 ) در اين معنى گويد :
جهان يكسر چه ارواح و چه اجسام * بود شخص معين عالمش نام
بود انسان در اين شخص معين * چو عين باصره بشناس روشن
مرحوم حاجى اعنى متاله سبزوارى فرمايد : اضافة الامكان الى الاشرف ، و كذا امكان الاخس لان الاشرف و الاخس صفتان للممكن لا للامكان أى امكان الممكن الاشرف أو الاخس الا ان يجعل المصدر بمعنى الفاعل .
بدانكه امكان اشرف در قوس نزولى است و اخس در صعودى ، لذا در دفتر دل ثبت شدهاست كه :
وجود اندر نزول و در صعودش * به ترتيب است در غيب و شهودش
در اين معنى چه جاى قيل و قال است * كه طفره مطلقا امر محال است
توانى نيز از امكان اشرف * نمايى سير از أقوى به اضعف
به امكان اخس بر عكس بالا * نمايى سير از اضعف به اقوى
لذا آن را كه بينى در رقيقت * بيابى كاملش را در حقيقت
نكته 830
ابو الفداء اسماعيل بن كثير متوفى 774 ه در سيرهء نبويه بخارى نقل كرده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در