دل . و اگر اين اتفاق در بيدارى باشد مراتب انبياى اولوا العزم است .
اگرچه برياضت مىشود معلومات بر قلب منكشف گردد و لكن چون اوهام و شهوات در راه خدشه مىكنند و كمتر رياضت بطور صحيح عمل مىشود ، نجاح در نظر و تعلم است . و از اين جهت اغلب ارباب كشف و شهود كه داراى مراتب عاليه بودهاند در علوم نظريه يدى داشتهاند .
نكته 802
شيخ رئيس با اين كه در چند جاى شفا و نيز در اشارات و نجات در رد اتحاد عاقل بمعقول و مدرك بمدرك اصرار اكيد دارد ، در همان سه كتاب قائل به اتحاد شدهاست :
الف - فصل سوم مقاله دوم نفس شفاء ( ج 1 ط 1 ص 300 ) در مفارقت لمس با سائر حواس گويد : البصر لا يلتذ بالالوان و لا يتألم بل النفس تتألم من ذلك و تلتذ من داخل ، و كذا الحال فى الاذن الخ .
در تعليقهاى بر آن بتفصيل آن را شرح و بيان كردهايم .
ب - آخر فصل دوم همان مقاله ياد شده ( ص 298 و 299 ) :
و المحسوس بالحقيقة القريب هو ما يتصور به الحاس من صورة المحسوس فيكون الحاس من وجه ما يحس ذاته ، الخ شيخ - قدس سره - در اين مقاله روشنتر و گوياتر و عامتر از وجه قبلى در اتحاد حاس به محسوس تحقيق فرمودهاست . من تمام عبارت او را در آخر كتاب دروس اتحاد عاقل به معقول در تبصره كج ( ص 457 ط 1 ) نقل كردهام و مستوفى آن را شرح و تفسير كردهام رجوع شود .
ج - در چند جاى فصل هفتم مقاله نهم الهيات شفاء ، هم به اتحاد نفس ناطقه با عقل بسيط ، و هم به اتحاد آن با مطلق معقول تنصيص فرمودهاست كه در درس اول دروس اتحاد عاقل -