روايت فرمودهاست عن يونس بن ظبيان عن ابى عبد الله عليه - السلام قال : ان الله خلق قلوب المؤمنين مبهمة على الايمان فاذا أراد استنارة ما فيها فتحها بالحكمة و زرعها بالعلم و زارعها و القيم عليها رب العالمين .
فتح دل شيار كردن آنست ، زرع آن بذر افشاندن آنست و اين بذر علم است و بر آن عمل صالح ، قيم محافظ پرورانندهء آنست و اين فاتح و زارع و قيم ، رب العالمين است .
من از مفصل اين نكته مجملى گفتم * تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل
كسانى به نعمت شرح صدر و فتح قلب متنعماند ، متصف بأسماى جمالى و جلالىاند از امروز و فردا گفتن خلاصى يافتهاند ، از كثرت سرابى بدر آمدهاند ، فى مقعد صدق عند مليك مقتدر آرميدهاند و همواره در افق أعلى و در قيامت كبرى بسر مىبرند و قيامتشان قيام كرده است .
من كه امروز بهشت وصل حاصل مىشود * وعدهء فرداى زاهد را چرا باور كنم
و مكرر عرض كرديم كه علم و عمل جوهر انسان سازند و نفس به علم و عمل توسع و اشتداد وجودى مىيابد ، علم مشخص روح و عمل مشخص بدنست و انسان را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات أخروى است ، و تفاوت ابدان در نشئات به كمال و نقص است ، و هر كس مهمان سفرهء خود است و آنكه از دوزخ مى - ترسد در حقيقت ترس او از خودش است .
نكته 801
الهام عبارت است از حصول معلوم در نفس بدون مقدمات بطورى كه سبب آن معلوم نباشد از كجاست . و حدس حصول معلوم است در نفس با مقدمات ، يك مرتبه . و وحى القاى معلوم است در قلب با مشاهده ملك و يا شنيدن صوت با چشم و گوش