تازهاى آورده باشد و جناب حكيم حاجى سبزوارى در شرح يا من استقرت الارضون باذنه از دعاى جوشن كبير عقيدت جاذبه را از ثابت نقل فرموده است . و قوه جاذبه كرات كه زمين نيز از آنهاست ناسخ عقيدت به محدد الجهات كذائى است . و با قطع نظر از قوه جاذبه برهان اثبات محدد الجهات مشاء پندارى بيش نيست .
عجب اين كه شيخ - رضوان الله تعالى عليه - در اشارات پس از تقرير برهان سلمى در اثبات تناهى ابعاد گفته است : و قد تستبان استحالة ذلك ايضا من وجوه اخرى يستعان فيها بالحركة او لا يستعان ، و لكن فيما ذكرناه كفاية و مرادش از فيما ذكرناه برهان سلمى است كه گويد در اثبات تناهى ابعاد كفايت است ، آيا مثل شيخ بزرگوار به همين حرف آرميده است كه عالم طبيعت متناهى است و از دو خط متقاطع مفروض كه بعد بين آن دو به مقدار واحد ثابت بتوالى تزايد الى غير النهايه يابد لازم آيد كه بعد غير متناهى محصور بين حاصرين گردد و يا در صورتى كه بعد غير متناهى شد ، آن دو خط از حاصر بودن ساقط مىگردند . بايد به صدق غير متناهى اهتمام داشت ، وقتى غير متناهى صادق آمد حاصر و حاصرين كدامند . به مثل چنانست كه دو خطى به زاويه حاده يكديگر را تقاطع كردهاند و چون زاويه ميان آن دو تا به صد و هشتاد درجه انفراج يابد آن دو خط يك خط مىشوند و ديگر محيط به زاويه نيستند .
بعد بين آن دو خط مفروض هم وقتى به غير متناهى رسيد اينچنين است . بايد به معنى واقعى بعد غير متناهى دقت داشت .
با پلههاى برهان سلمى ممكن نيست كه به جايى برسيم و بگوييم اينجا پشت بام عالم جسمانى است چه اينكه بام ندارد .
همين سخن ، در برهان ترسى مستنبط از سلمى جارى است .
و برهان سيد سمرقندى قياس غير متناهى با متناهى است و به
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 507
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٠٧