و لكن اين مطلب چه ربطى به تناهى مجموعه عالم جسم و جسمانى دارد كه عالم طبيعت را پايان است .
و اگر تناهى ابعاد را براى اثبات محدد الجهات خواهند - چنان كه مىخواهند ، منتهى سخنى كه در اين امر دارند همانست كه شيخ در نمط دوم اشارات عنوان كرده است كه النمط الثانى فى الجهات و اجسامها الاولى و الثانية .
و محدد الجهات در نظر آنان يعنى جسمى كه تحديد و تعيين كننده جهاتست و خلاصه خود آن جسم جهتساز است و جهت ساختن آن بدين نحو است كه خود علو مطلق است و مركز وى سفل مطلق و آنچه را كه خفيف است بسوى خود مىكشاند كه با او مسانخ است چنان كه مثلا دود را به سوى خود كه علو است مىكشاند ، و ثقيل را مثلا سنگ را كه با او مسانخ نيست به مركزش پرت مىكند كه سفل مطلق است و جهت طبيعى همين دو است كه يكى علو مطلق است و ديگر سفل مطلق .
محدد الجهات را فلك الافلاك و جسم كل و معدل النهار و فلك اطلس و فلك نهم نيز مىگويند و حركت اولى را از او مىدانند كه حركت او چون حركت جوزهر و مدير و مائل ، خلاف توالى يعنى از مشرق به مغرب است چه حركت توالى چون حركت كواكب بروج و ديگر ثوابت و سيار از مغرب به مشرق است به تفصيلى كه در كتب هيأت مسطور است .
اما آنچه كه در اثبات اين مطلب گفتهاند كه فلك اطلس محدد الجهات است ففيه ما فيه . در تناهى بعد مىگويند كه عالم جسمانى منتهى مىشود به جسم كل كه به تعبيرى به منزلهء بام خانه عالم جسمانى است .
علاوه اين كه دانشمندانى از پيش قائل به قوه جاذبه بودند و اين مطلب امروز مسلم و محقق است و ثابت بن قره از رياضىدانان صدر اسلام بر همين عقيدت بود نه اين كه نيوتن
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٠٦