يكشنبه سال يكهزار و يكصد و شصت هجريه مطابق سال بيست و نهم جلوس محمد شاه پادشاه غازى خلد الله ملكه و سلطانه و افاض على العالمين بره و احسانه . و پس از آن فرزندش گويد : ميگويد حقير نحيف عاصى محمد على رياضى آنكه بنده چون مبيضه را تا فصل چهارم مقاله سيزدهم رسانيد و به نظر اشرف اقدس شارح گذشت ( يعنى خير الله خان پدرش ) مقبول افتاد و تحسين بسيار فرمودند و چون بنده درصدد نوشتن باقى بود به قضاى الهى شارح فوت شد ، الخ .
و - و ديگر آلتى مسماة به لبنه است كه خواجه نصير الدين طوسى در ضمن گفتار بطليموس در فصل يازدهم مقاله اولى مجسطى در يافتن ميل كلى آورده است ، در نسخهاى از شرح نظام الدين نيشابورى كه تعلق به راقم دارد آن را شرح و صورت آن را به خوبى ترسيم نموده است .
ز - و ديگر ربع مجيب است كه اكثر بلكه همه آنچه از اسطرلاب تحصيل مىشود از آن توان تحصيل كرد . در ربع - مجيب و اسطرلاب رسائل بسيار نوشته شده است . و اين كمترين ربع مجيب مصنوع و معمول استادش آية الله علامه ذوالفنون شعرانى را به تبرك دارد و هم عمل به ربع مجيب را از آن جناب فرا گرفته است ، رضوان الله تعالى عليه .
ح - و ديگر آلتى است كه ابوريحان بيرونى در فصل دوم باب چهاردهم مقاله هشتم قانون مسعودى ( ص 964 ج 2 ) براى رؤيت هلال دستور ساختن آن را داده است .
ط - و ديگر سدس فخرى است كه به حسب درجه سدس دائره نصف النهار يعنى شصت درجه است . آن را ابو محمود حامد خضر خجندى در ايام فخر الدوله ، به قطر هشتاد ذراع اختراع كرده است . چنان كه برجندى در شرح اول فصل رابع باب اول تذكره خواجه ، و در اول باب چهارم شرح زيج الغ بيك ، و نيز
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٦١