آن اول ظهر حقيقى هر افقى كه آن را اعمال نمايند معلوم گردد ، و اين صنعت بمنزله همان رخامه فوق الذكر است كه دانشمندان در اسفار با خود داشته بودند .
يكى از اين قطبنماى به شرح مذكور تعلق به راقم دارد كه جعبهاى برنجى است به شكل مدور و در درون و بيرون آن درجات و دقائق انحراف بسيارى از بلاد حك شده است و بر قرب وسط آن مايل به طرف جنوب صحيفه ، قطبنمايى به كار گذاشته شد كه عقربه قطبنما يعنى خط شمال و جنوب با خط مشرق و مغرب آن بر يكديگر عمودند ، و شاخصى بر صفحه آن منصوب است كه اين شاخص تيغهاى برنجى بر روى خط زوال يعنى خط مشرق و مغرب است كه چون سايه طرف غرب تيغه شاخص زايل شود اول ظهر حقيقى است در صورتى كه آن را درست در خط زوال قرار دهند . و اين صفحه شاخص دو سر آن داخل دو حلقه در دو طرف صفحه قطبنما است كه به روى صفحه مىخوابد و در وقت حاجت آن را بر صفحه نصب مىنمايند . و اطراف صفحه قطبنما به سيصد و شصت درجه مدرج است و عقربهاى دارد كه براى تعيين خط سمت قبله به كار مىآيد يعنى مطابق درجات انحراف بلاد آن عقربه را بر روى درجه مفروض مىگذارند كه خود عقربه خط سمت قبله مىگردد .
و اين صنعت آيينه گيتى نما خوانده شد و بر دور آن اين دو بيت نگاشته آمد :
از اين آيينه گيتى نما گر قبله را جويى * به عقرب نقطه چرخ جنوبى را بكن ميزان
به بين بعد بلد را از جنوب و از شمال آنگه * به هر سو منتهى گرديد سمت قبله باشد آن
يعنى از عقربه قطبنما ، نقطه جنوبى را ميزان كن كه عقربه درست بر خط شمال و جنوب قرار گيرد آنگاه بعد بلد را يعنى