دهم اشارات به زبان فرانسه ترجمه شده است و در ليدن بطبع رسيده است . در ديوان اين كمترين آمده است :
عشق يعنى كه دفتر هستى * از سر نقطه تا بن اوراق
اى كه ناخواندهاى ازين دفتر * باش تا يوم يكشف عن ساق
گاه بيضا شده است و گه قمرا * گاه حلفا شده است و گه وقواق
گاه آدم شده است و گه ادريس * گاه عيسى شده است و گه اسحاق
و در قصيده قدريه آن آمده است :
عشق سرچشمه فيض ازلى است * فاعل و غايت اصل ايجاد
عشق سرسلسله املاك است * عشق سر خيل نبات است و جماد
عشق هم عاشق و هم معشوق است * عشق مبدأ بود و عشق معاد
منتهى همت عقل است كه اين * كاخ عالم نبود بى استاد
عشق بىپير برآورد خروش * كه جهان يكسره است عشق آباد
حسن از دوش شد عشق آبادى * بجز اين نام و نشانيش مباد
نكته 665
اين كه مفارقات را ذاتا و فعلا مفارق مىگويند ، معنايش اين نيست كه هيچ نحو تعلق به ماده و طبيعت ندارند بلكه على التحقيق ان لها تعلقا بها نحوا من التعلق . و سرش اين است