تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
من الحرفين . و از نوادر اتفاقات آنست كه اين دو حرف در لغت فارسى و تركى همان به معنى حسب آمده است و حكيم سنايى اشاره به اين معنى نمود :
اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس
و در ديوان اين كمترين نيز آمده است :
بس بود در كام ما حلواى از با تا بسين * آه آه از مردم ناكام نادان داد داد

نكته 541

به معرفت ذات خودمان به ماوراى طبيعت معرفت يافته‌ايم و راه بدان پيدا كرده‌ايم اگر تجرد نفس ناطقه ثابت نشود تجرد عقول مجرده و نفوس مدبره از كجا ثابت مىشود و به بيان مبين حضرت امير المؤمنين على عليه السلام : من جهل نفسه كان بغيره أجهل و به بيان شريف ديگرش : من عرف نفسه فهو لغيره أعرف . و به بيان ديگرش : من عرف نفسه فقد عرف ربه . و لكن توجه داشته باش تا از تنزيه تشبيه پيش نيايد فافهم .

نكته 542

فلاسفه مشاء أعنى متأخرين آنان در وجود مطلق بحث مىكنند و به تعبير شيخ در اول الهيات شفاء : الموضوع الاول لهذا العلم هو الموجود بما هو موجود ( ج 2 ص 17 ط 1 ) و ارباب عرفان در مطلق وجود و به بيان ديگر عارف مطلقا از خدا مىگويد كه موضوع مباحث و مسائل وى حق تعالى است به تفصيلى كه در مفتتح انه الحق آورده‌ايم . و به بيان شيرين خواجه در آغاز آغاز و انجام : سپاس آفريدگارى را كه آغاز همه از اوست و انجام همه با اوست بلكه خود همه اوست . اما در كتب مشاء ياد شده قسمى خلق و قسمى خالق است ، آنكه خالق واجب الوجود بذاته و فوق تمام است و مجرد از انواع تجرد است كه تفصيل آن را خواجه در شرح فصل 28 نمط چهارم اشارات شيخ رئيس ذكر كرده‌است ، و اين كه خلق است قسمى از آن تمام است