تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
گر بدست آيد ترا گنج و گهر * در طلب بايد كه باشى گرم‌تر -
آنكه از گنج و گهر خورسند شد * هم بدان گنج و گهر دربند شد
هر كه او در ره به چيزى ماند باز * شد بتش آنچيز گو با بت بساز
چون تنك ظرف آمدى بيدل شوى * از شرابى مست لا يعقل شوى
نى مشو آخر به يك جو مست نيز * مى طلب چون بىنهايت هست نيز

نكته 538

يكى از فضيلتهاى نماز جماعت اين است كه هر انسانى يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوبى و كمالات انسانى را دارد . به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازه واسطه نزول بركات خواهد بود ، انسانهاى در صلوة جماعت كأن يك انسان كامل و يا ظل و مثال او را تشكيل مىدهند كه آن نماز واسطه نزول بركات خواهد .

نكته 539

نقطه را از نقط بفتح نون و سكون قاف گرفته‌اند و آن در لغت نقطه زدن باشد و جمع آن نقط است چون غرفه و غرف . و نقاط نيز آيد چون نكته و نكات . و عجم بفتح و سكون نيز بمعنى نقط آمده است و به اين سبب حروف منقوطه را معجمه خوانند . و آنكه مطلق حروف را معجمه گويند مراد حروف معجمست چه اين حروف به كثرت نقاط ممتاز است از حروف سائر امم و حروف منقوطه را در مفاتيح الغيب ملكى گفته‌اند ، و مجرده را ملكوتى .

نكته 540

در افتتاح كلام الهى به حرف باء و اختتامش به حرف سين سرى عزيز است چه اين حرف بس باشد . عرب گويد : بسك أى حسبك ، پس معنى چنين باشد كه حسبك من الكونين ما أعطيناك