تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
به شيخ عارف محيى الدين عربى گويد ( ص 67 چاپ سنگى ) : كتاب طهارة الاعراق افلاطون الهى را ابو على مسكويه از زبان يونانى به عربى ترجمه نمود و سلطان الحكماء محمد بن حسن نصير الدين طوسى آن را از زبان تازى بپارسى در آورد و به اخلاق ناصرى موسوم كرد . غرض اين كه ابو على احمد بن مسكويه گويد : جوهر انسانى را فعل خاصى است كه هيچ موجودى با وى در آن شركت ندارد ، و او اشرف موجودات عالم ما است ، پس اگر افعال خاص به او از او صادر نشود به مثل چنانست كه فعل فرس بكمال از او صادر نشود ، و كمال اسب اين است كه سوارى خوبى براى انسان باشد و چون از اين فعل و كمال سقوط كند همسر حمار گردد ، بر وى پالان نهند و او را بار كشند . و يا سيف كه او را فعلى خاص است كه كمال او در آنست ، و چون شمشير از كمالش بيفتد نعل چارپا گردد . بارى ، شمشير پولادين تا به كمالش است لايق دست دلاوران است ، داراى غلافى گرانقدر است ، بر كمر يك سلحشور جنگ‌آور بسته است و چه قدر قدر و قيمت دارد ، حالا اگر اين شمشير از كمال خود ساقط شود ، او را موريانه خورد و زنگ زد و فاسد شد ، پارهء فلزى است كه به كنارى انداخته مىشود تا در دست يك آهنگر عادى مىافتد و نعل چارپائى مىشود ، به بين از كجا به كجا رسيده است ،
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
( سورهء و التين ) .

نكته 536

هيچكس در عالم محروم نيست چه هر كس به قدر قابليتش دارد و مىگيرد .

نكته 537

زود زود نمىدهند تا كم كم ظرفيت حاصل شود در اين باره شيخ فريد الدين عطار در منطق الطير نيكو گفته است :