تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
( النساء 145 ) . حق تعالى در قرآن كريم ذات خود را چنين ستوده است :
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ
( مؤمن 17 ) كلمه مباركه رفيع به حساب جمل ابجدى 360 است ، محيط دائره به 360 قسم متساوى قسمت مىشود و هر قسم را درجه مىنامند و جمع آن درجات است كه رفيع الدرجات 360 درجه است . علاوه اين كه كلمه رفيع ايمائى بر مدارات برافراشته اجرام علوى دارد ، چنان كه در كريمه ديگر فرمود :
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها
( رعد 3 ) . غرض اين كه درجات و دركات را مثل ديگر امور عوالم است و در هر عالمى حكمى خاص دارند .

نكته 546

فارابى در آخر فصوص الحكم در تفسير بعضى از اسماى حسناى الهى گويد : هو غالب أى مقتدر على اعدام العدم ، و سلب الماهيات ما يستحقها بنفسها من البطلان . بيان : يكى از اسماى شريف الهى غالب است
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( هود 57 ) فارابى دو مورد مهم از موارد صدق غالب را به قلم آورده است يكى اين كه غالب بر اعدام عدم است . اين فقره را خيلى معنى نازك است يعنى غالب و مقتدر است كه نابود را بود گرداند و نيستى را هستى دهد چون اعدام شدن عدم ، وجود يافتن آنست و آنگاه عدم معدوم مىگردد كه موجود گردد . مورد دوم اين كه غالب است بطلانى را كه ماهيات به حسب ذاتشان آن را استحقاق دارند از آنها سلب كند و سلب بطلان از آنها خلعت هستى به آنها دادن است چه ماهيت كه موجود شد بطلان از آن سلب مىگردد . ماهيت نسبت به وجود و عدم لا اقتضاء است و گرنه بايد يا وجوبش لازم باشد ، و يا امتناعش . چون علت وجود ماهيت تحقق يافت موجود مىگردد ، و در صورت عدم تحقق آن در كتم عدم مىماند و بقول شيخ رئيس : الممكن من