نكته 530
بحار ( چاپ كمپانى ص 362 ) از امالى شيخ به اسنادش روايت كرده است عن هشام بن سالم عن ابى عبد الله عليه السلام قال قال بعض اصحابنا اصلحك الله كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول قال جبرئيل و هذا جبرئيل يأمرنى ثم يكون فى حال أخرى يغمى عليه ؟ قال فقال ابو عبد الله عليه السلام انه اذا كان الوحى من الله ليس بينهما جبرئيل ، أصابه ذلك لثقل الوحى من الله ؛ و اذا كان بينهما جبرئيل لم يصبه ذلك فقال قال لى جبرئيل و هذا جبرئيل .
از اين حديث گرانقدر و از ديگر روايات حاكى از اختلاف حال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هنگام نزول وحى استفاده مىشود كه حال حضرتش در هنگام وحى بىتمثل سنگينتر از حال او در هنگام وحى با تمثل بود . و اين معنى را اهل سلوك به خوبى لمس مىكنند و ادراك مىنمايند كه چون جذبههاى بىتمثل صورت دست دهد سخت در قلق و اضطراب افتند بلكه گاهى شدت جذبه با مجذوب چنان كند كه گرد باد با برگ كاه ، بخلاف حالتى كه با حصول تمثل صورت است .
شايد علتش اين باشد كه در حال تمثل صورت با مثال مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است بخلاف خلاف آن كه با مجرد بحت و حقيقت عارى از صورت است .
و يا علتش اين باشد كه عالم شهادت نشأه افتراق است ، و غيب عالم انفراد ؛ لاجرم وحدت و سلطه با اين است كه جمع است ؛ و آن چون متكثر است ضعيف است از اين روى هر چه توجه روح انسان بعالم جمع بيشتر شود دهشت او بيشتر است كه با قوىتر روبرو مىگردد .
نكته 531
عارف جامى در اواخر نفحات الانس آورده كه در سخنان مولانا جلال الدين رومى قدس سره مذكور است كه خواجه حكيم سنايى در وقتى كه محتضر بود در زير زبان چيزى مىگفت